و منصور به قراتپه مراجعت كرد و بابا خان چپوشلو مأمور شد كه در حوالى سر من راى از آب شط عبور كرده حله و نجف اشرف و كربلاى معلى على ساكنهما الفالف التحية و الثنا را مضبوط و آذوقه و غله آنجا را از روميه محفوظ و به جهت ورود جنود قزلباشيه جمع و ذخيره كرده تا موكب فيروزى كوكب وارد شود و خود با جمعى از دليران ايران از قراتپه به جانب تبريز توجه كرده در ساوجبلاغ مكرى معلوم شد كه چون خبر هزيمت سرعسكر به تيمور پاشاى ملى رسيده تبريز را خالى و به وان روان شده و لطفعلى بيك نايب تبريز از خلخال به شهر آمده به رتق و فتق پرداخت و خبر رسيد كه محمد خان بلوچ حاكم كوهكيلويه سر به عصيان برآورد و تمامت فارس را ضبط كرده لهذا محمد حسين خان قاجار بيگلربيگى استرآباد به سردارى آن حدود روانه شد و اسمعيل خان قاينى به حكومت كوهكيلويه رفت و دوازده هزار سوار به اتفاق آن دو سردار مأمور شدند و به طهماسبقلى خان جلاير حكم شد كه از اصفهان ايشان را امداد كند و خود طهماسبقلى خان افشار پس از اينقرارومدار بسر من راى مراجعت نمود و برگرد بغداد سپاه كشيد و به محاصره مشغول شد و پس از چند روز احمد پاشاى والى بغداد اظهار وكالت در مصالحه كرده اسناد بيرون آورده به اردو فرستاد كه معتمدى از طرفين معين نمايند و پاشايان روميه حاكم گنجه و تفليس و ايروان و شيروان قلاع ضميمه ايران را خالى كرده اسرا را كه در محاربات بدست افتادهاند رد كنند و احمد پاشا خود در باب بيرون آمدن عذر آورد و به جهت تخليه ولايات كسان فرستادند .
ذكر عزيمت نايب السلطنه طهماسبقلى خان افشار بمدافعت محمد خان بلوچ و بيان سوانح اين سال
نايب السلطنه افشار و سردار قهار از ظاهر بغداد كوچ و به قصد تنبيه محمد خان بلوچ به جانب فارس نهضت نمود و توپخانه از راه خرمآباد فيلى به اصفهان روانه و خود از راه باغبانى به قلعه بيات رفته بنه را روانه دزفول و گروهى را به شوشتر مأمور و