در بيان رفتن شاه طهماسب ثانى صفوى به منزل طهماسبقلى خان افشار و توقف شب و بزمآرائى طهماسبقلى خان بر روى شاه صداقتپناه
ديگر روز كه چهارشنبه پنجم ربيع الاول بود و ربع و دمن در جامعه ديبا و باغ و راغ با چهره زيبا ابر بهارى رشته لؤلؤ مىگسيخت و باد ازارى فندق سيمين از هوا مىريخت امراى دولتخواه و امناى كارآگاه هريك بطمعى و تمنائى شاه را ببازديد و ملاقات طهماسبقلى خان ترغيب مىنمودند كه از هدايا و تحف و پيشكشها و تنسوقات طرفى بندند و منفعتى برند يكى اسب تركمانى در نظر داشت و ديگرى پشمينه خبوشانى بعضى را شوق ديدن سواران زابلى بود و برخى را ميل تماشاى مردان كابلى ركابداران اسب خاصه پادشاه را بستام و زين مرصع بياراسته بدربار آوردند و امرا خواجهسرايان را به اخبار شاه اصرار نمودند كه اگر در وعده خلفى رود مايه خلافى شود شاه نيز سر و بر به افسر مرصع و اكليل مكلل و كسوت شاهانه بياراسته از حرم بدرآمده با خواص و مقربان از عمارت سعادتآباد به هزار جريب توجه فرمود طهماسبقلى خان پياده به استقبال مواكب جلال آمده در ركاب شاه با بخت بلند خود همعنان همىرفت چون به اردوى خود رسيد اعاظم امراى خراسان را به حضور شاه آورد و تعريف و توصيف نمود و شاه با هريك توجهى و التفاتى خاص فرمود و در منزل مخصوص برآسود طهماسبقلى خان پيشكشهاى لايقه كه دانهها دام تزوير او بود بگذرانيد و به انواع تكلفات و خدمات خاطر شاه را خرسند كرده محرمان بزم خاص را به مواعيد عرقوبى به خود مايل و نقوش توهمات را از لوحه انديشه هريك زايل كرد و استدعا نمود كه امشب شهريار در آن منزل به عيش و عشرت بگذراند و عامه همراهان بازگردند و چند تن از خواص اهل صحبت و خلوت در حضور بمانند شاه صداقت پناه سر رضا جنبانيده با چند تن از خواص بماند و ديگران را رخصت مراجعت داد مجلس ملوكانه