اين اثنا خبر مصالحه شاه طهماسب به اروميه دررسيد طهماسبقلى خان افشار عريضه به خدمت شاه نگاشته كه خراسان نيز از جمله ممالك محروسه پادشاهى است و بنده و امراى خراسان
همه بندگانيم خسرو پرست
و رضاى خاطر ما بندگان ارادت كيش صداقت انديش نيز در مصالحه روميه شرط است و ما به اين مصالحه خشنود و خرسند نيستيم و متعهد و متفقيم كه به ضرب شمشير آتشبار هردو روى آب ارس را از روميه عهدشكن صافى و خالص نمائيم .
بيت
ز رومى چه برخيزد و لشكرش * بسم ستوران دهم كشورش
چون شاه سادهدل عريضه خان خديعت كيش مكيدت انديش را ديد مسرور گرديده جواب نگاشت كه شما با همه عساكر خراسان به عراق آئيد و ما ميفرمائيم كه تمامت لشكر عراق نيز با شما موافقت كرده استرداد بلاد بهظهور آيد طهماسب قلى خان امر خراسان را منتظم كرده با سپاهى جرار و آزموده مانند درياى خزر كفكانگيز و موجه خيز به جانب عراق آمده و به حكم شاه محمد على خان قوللر آقاسى حاكم فارس با سپاه عراق در قم نزول كرده كه به اتفاق طهماسبقلى خان به جانب آذربايجان رفته به قلعوقمع روميه پردازند چون طهماسبقلى خان به قم آمد زبان به مداهنه و تدليس و مخادعه و تلبيس گشاده عرضه داشت كه چون اين غلام سه چهار سال است كه به شرف زمين بوس و زيارت خاكپاى مبارك پادشاه مشرف نگشتهام و سپاه خراسان كه پشتبهپشت از خانهزادان اين دولت ابد مدت ولايت نشانند آرزوى حضور مكرمت ظهور دارند رخصت دهند كه به اصفهان آمده روزى دو سعادت عتبه بوسى درگاه دريافته مراجعت نمائيم و پس از اظهار اين تمنى منزل به منزل كوچ كرده روانه اصفهان شد و قشون فارس و عراق در قم بماندند تا او مراجعت كند و طهماسبقلى خان چون بلاى آسمان و حوادث كيهان بىمانع در روز سهشنبه چهارم ربيع الاول يكهزار و صد و چهل و چهار با توپ و تيپ و فر و زيب وارد هزار جريب