تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
خارج عمارات شاهى شد بعد از فرود آمدن به جهت سلام عام روانه حضور شاه طهماسب گرديد چون داخل عمارت سعادت‌آباد شد در كمال خفض جناح و غايت آداب سه‌جا زمين بوسيده تا به مجلس اعلى رسيده اذن جلوس يافت چندان اظهار خلوص و ارادت و جانفشانى و خدمتگذارى نمود كه دل شاه ساده‌دل را ربود و پس از اينهمه چاپلوسى عرضه كرد كه چون اين غلام قديمى و جان‌نثار صميمى از راه دور آمده و بكارى بزرگ مأمور شده به جهت اظهار مفاخرت و سرافرازى و دلگرمى سپاه خراسان به خدمت و جانبازى اگر شاه مرحمتى فرمايد و فردا مرا مفتخر نمايد هم سان سپاه را اجمالا ديده و هم ارادت كيشى قشون خراسان را فهميده مزيد قوت و پيشرفت خدمت دولت خواهد بود شاه قبول فرموده وعده رفتن داد و طهماسبقلى خان مسرور و خرم به منزل خود بازگشته در فكر انجام و اتمام خدمت شاه طهماسب درافتاد مخفى نماناد كه امرا و محرمان درگاه شاه از آغاز دو طبقه بودند جمعى فى الحقيقه زيرك و هوشيار و عاقل و بيدار و گاه‌گاه از آثار رفتار و هنجار طهماسبقلى خان تفرس نفاق مينمودند و در هنگام خلوت با شاه به تصريح و كنايت سخنى عرضه ميكردند و استقلال طهماسبقلى خان را در امر لشكر و كشور و نيابت و وكالت سلطنت مصلحت نمىدانستند و شاه را به مقام حزم و احتياط بازمىداشته چنان كه در همين ايام آمدن او را خلاف حزم مىشمردند و ممانعت مىكردند حتى اينكه در شبى كه فردا طهماسبقلى خان وارد مىشد با شاه قرار دادند كه در مجلس حضور بدفع او پردازند و شاه رضا نداد و جمعى ديگر از نادانى يا غرض به خلاف اين جمع بودند در وقتى كه طهماسبقلى خان به حضور آمد و به چرب‌زبانى شاه را ببازديد خواند آن طبقه بر طبقه ديگر نكته گرفتند و به آنها نسبت سوءظن و تفتن دادند شاه نيز بقول اين گروه تصديق كرد و راى ديگران را سخيف و ضعيف شمرد و از صداقت و ارادت طهماسبقلى خان شرحى مبسوط بيان فرمود دولتخواهان عاقل ناچار ساكت شده زبان بيان در كام نسيان كشيدند و ناكام در زاويه خاموشى خزيدند .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 161 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى