آنجا مشهور هستند ، با خود همراه نمود . ما بين نادر شاه و ناصر خان مكرر سؤال و جواب شد ، ولى از دربار امدادى به او نرسيد ، باوجوداين ، جنگ نمايانى كرد و بالاخره غلبه ايرانيان را شد . اهالى طايفهء صفى نادر شاه را ، از راه سهل غيرمعمول و نزديك به پيشاور ، آوردند . در ماه شعبان آنجا را متصرف شد ، نوّاب ناصر خان فرار كرده ، افغانها او را گرفته به دست نادر شاه دادند . چند روز محبوس بود ، آخر نادر شاه او را در جزو وزراى خود سرافراز گردانيد .
در غرّه رمضان اين اخبار به دربار رسيد ؛ پادشاه ، خان دوران و نظام الملك و قمر الدين را به دفع نادر شاه مأمور كرد ، بعلاوه تيولات آنها ، هفت كرور و نيم تومان از خزانه با هفتصد عرّاده توپ و سه هزار تفنگ به آنها داده شد و امراى ديگر همراه آنها مأمور گرديدند . امروز از شهر خود حركت كرده و در بيرون شهر اردو زده مشغول جمع قشون هستند ، سعادتخان از محل حكومت خود احضار شد ، از رود كنك گذشته به دربار مىآمد ، دوباره حكم شد [ كه ] برگردد ، برگشت . امرا مدتى است كه در راى و صلاحشان موافقت ندارند و پيغامهاى سخت ما بين آنها رد و بدل شده ، پادشاه چون به راحت و خوشوقتى خان دوران مايل بود ، او را نگاه داشت و حكم كرد [ تا ] نظام الملك و وزير به جنگ بروند ، ولى آنها استعفا كردند . در اين اثنا خبر رسيد كه نادر شاه به صوابديد ناصر خان لباس هندوستانى پوشيده ، به طرز سلاطين هندوستان بر تخت نشسته و قشون او از اتك گذشته و رو به لاهور در حركت است .
اين خبر محمد شاه را متوحش كرد ، دريا بيگى را خواست و ازو پرسيد ؛ چند روزه از راه آب به پطنه و بنارس مىتوان رفت ؟ وزير و نظام الملك از قصد پادشاه مطلع شده ، عريضه عرض كردند و استدعا نمودند كه پادشاه اين غلامان را بىحضور مبارك خود به جنگ نفرستد و خود با قشون تشريف فرما شود ، چند روز به اين گفتگوها گذشت ، بالاخره قرار شد سعادتخان را به خواهند كه در شاه جهانآباد از پادشاه حراست كند و ساير امراء به لاهور بروند . بنابراين در بيستم رمضان مريد خان را به احضار سعادتخان فرستادند ، در راه ايالت اوده ، بعضى از ياغيان او را برهنه كردند ، آخر به زحمت زياد خود را به سعادتخان رسانيد .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص١٠٤