تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
پانصد نفر [ از ] آنها را پس فرستادند ، باقى حاضرند ، چهار هزار نفر اردو بازارچى همراه‌اند كه سرمايه آنها را پادشاه مىدهد و اگر ضرر بكنند ، به عهدهء ديوان است . هر روز بعد از نماز صبح نادر شاه بر تخت مىنشيند و بالاى سر او چترى از طلاست ، هزار جوان با علم ابريشم قرمز و منگولهء نقره ، به ترتيب به مسافت معين مىايستند ، پانصد نفر غلام خوش‌صورت ، از دوازده تا بيست ساله ، نصفى در راست و نصفى در چپ صف مىكشند ، بزرگان در مقابل مىايستند ، عريضه بيگى در ميانه ايستاده و حاضر عرض است ، حكم عرايض يك مرتبه بطور قطع [ داده ] مىشود . رشوه‌خوارى را در اينجا كسى نمىداند چيست ، روزنامه‌نويسها ، از آنچه مىگذرد به نادر خبر مىدهند ، مقصّرين ، فقير و غنى و بزرگ و كوچك ، به سياست و قتل مىرسند ، تا ظهر مىنشيند ، آنوقت نهار مىخورد ، بعد قدرى استراحت مىكند ، بعد از نماز ظهر و عصر ، تا نماز خفتن ، مىنشيند و بعد پنج تير به خاك توده مىاندازد و به حرم مىرود .

مراسله منشى سربلند خان در دهلى به ميرزا مغول پسر ميرزا على محمد خان در احمدآباد مورخه پانزده شوال سنه 1151

ازين مراسله اوضاع دهلى و اخبارى كه قبل از ورود نادر شاه منتشر بود معلوم مىشود . در اين هشت ماه آخر ، از آمدن نادر شاه گفتگو مىشود ، نادر شاه ، به قندهار آمد ، از آنجا به كابل كه سرحد هندوستان است ، رسيد و آنجا را متصرف شد ، از كابل سفيرى نزد محمد شاه فرستاد ، در ماه ربيع الاول خبر آمدن سفير و گرفتن كابل را شنيديم ، پيش خانه پادشاه براى رفتن به جنگ نادر در بيرون زده شد ، ولى بواسطه اختلاف امرا ، به تأخير افتاد . قريب سه كرور تومان براى نواب ناصر خان ، صوبه‌دار پيشاورد ، به تدريج تنخواه فرستاده شد ، كه افاغنهء آن صفحات را به خود ملحق كرده ، در مقابل نادر شاه به ايستد : نوّاب مزبور قشون گرفت و تهيه جنگ ديد و منتظر بود [ تا ] قشونى از شاه جهان‌آباد به معاونت او فرستاده شود ، ولى تا ماه رجب اقدامى نشد . نادر شاه در كابل اهالى و زمين‌داران آنجا را رو به خود كرد و طايفهء صفى را ، كه در