تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
اتفاقا سعادتخان طورى ناخوش بود كه نمىتوانست حركت كند ، به پادشاه خبر دادند ، اطبّا مأمور كرد كه او را به زودى معالجه نمايند ، در همين وقت عريضه‌اى از زكريّا خان بهادر ، صوبه‌دار لاهور به حضور پادشاه و سه كاغذ به نوّاب‌ها ، يعنى نظام الملك و سعادتخان و خان دوران ، رسيد . به اين مضمون ، كه نادر شاه با سپاهى عظيم به اين محل رسيده و تمام زمين‌دارها به او ملحق شده‌اند و من با قشون قليلى كه دارم ، حاضرم جنگ بكنم ، شما بايد در فرستادن مدد خيلى تعجيل كنيد و الّا چاره از دست مىرود . يمين‌آباد ، كه محل معتبرى از توابع لاهور است ، در دست قلندر خان يكى از صاحب منصبان زكريا خان بود و ده هزار سوار در آنجا داشت ، امير خان ، كه يكى از متابعان ناصر خان و حالا در خدمت نادر شاه است ، با جمعيت خود و جمعى قزلباش شبانه به يمين‌آباد حمله برد ، قلندر خان كشته شد [ و ] امير خان آنجا را متصرف گرديد ، منادى نادر شاه در آنجا ندا داد ، اهالى از در اطاعت پيش آمدند ، زكريا خان كه به مسافت شش فرسخ از لاهور ، با بيست هزار سوار حركت كرده بود ، همين‌كه از اين احوال مطلع شد ، به شهر مراجعت كرد ، خبر به اينجا رسيد ، در نهم شوال ، خان دوران و نظام الملك و قمر الدين خان حركت كردند و روزى شش فرسخ مسافت طى مىنمايند حالا به سنبوط رسيده‌اند و نادر شاه هنوز در پيشاور است ، غلّه در شدّت گرانى است و مردم در كمال پريشانى .

مراسله‌اى ديگر از همين شخص ، مورخه بيستم شوال سنه 1551

در پانزدهم ماه ، مراسله‌اى به شما نوشته و تفضيل اوضاع شاه جهان‌آباد و لاهور را با رفتن امرا به سنبوط اطلاع دادم ، در هيجدهم اين ماه ، خبر رسيد كه زكريا خان به دستور العمل مخفى ناصر خان صوبه‌دار كابل ، كه حالا وزير نادر شاه است ، كفايت خان را ، كه از صاحب منصبان بزرگ اوست ، به حضور نادر شاه فرستاد ، نادر شاه به او اظهار مرهمت كرد و دو شال به او خلعت داد . بعد از چند مجلس گفتگو نادر شاه يك نفر سفير با كفايت خان همراه كرده نزد زكريا خان فرستاد . زكريا خان سفير نادر را به جلو