تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
قدرت كامل به او داده نشود كه در هرجا آنچه لازم است از ماليات ، براى مخارج قشون بگيرد ، از رياست استعفا كرده و به ولايت خود مراجعت خواهد نمود ، چرا كه يقين است كسانى كه بايد تهيه و اسباب به او برسانند ، غفلت خواهند كرد و تمام تدابير او به هدر خواهد رفت . پادشاه را اين تكليف خوش نيامد و به اين خيال افتاد كه طهماسب قلى خان را معزول كند ، ولى ديگرى را كه قابل باشد [ تا ] به جاى او بگذارند ، نديد . از بعضى از روساى قشون استمزاج كرد ، همگى را بر اين عقيده يافت كه عجالتا بهتر است با او همراهى شود ، تا هروقت موقعى [ مناسب ] به دست بيايد كه خدمات او آنقدر لازم نباشد ، سزاى جسارت او داده شود . و نيز گفته شد كه در اين وقت قشون به رياست ديگرى راضى نخواهد شد . بالاخره پادشاه تكليف طهماسب قلى خان را قبول كرد ، ولى با كمال كراهت ، زيرا كه در تفويض چنان قدرت واقعا تاج‌وتخت را از دست داد سهل است ، به اين [ هم ] اكتفا نكرده امتيازات ديگر [ نيز ] بر آن افزود ، او را سردار كلّ و بيگلربيگى خراسان كرد و عمّهء خود را به او تزويج نمود . بعد از ظهور اين مراحم طهماسب قلى خان اظهار جان‌نثارى در خدمت مىنمود و براى اينكه صداقت خود را به عالم ثابت نمايد و در وسط زمستان با قشون به تعاقب افاغنه حركت كرد . افغانها چون ديدند [ كه ] بعد از حركت از اصفهان كسى دنبال آنها را نگرفت ، زمستان را در شيراز توقف كرده و آن مملكت را به انواع بد تاراج و خراب كردند سه هزار از قشون تهماسبقليخان ، در راه سختى فصل تلف شدند ، ولى چون حركت رو به جنوب بود ، روزبه‌روز هوا معتدل‌تر مىشد . همين‌كه قشون ايران نزديك شيراز رسيد ، اشرف و اتباع او بيرون آمده و يك بار ديگر مصمم شدند كه بخت خود را در جنگ بيازمايند ، چند ساعت سخت كوشيدند و بالاخره منهزم شده ، بيشتر خزانه و عيال و اطفال خود را بجا گذاشته ، فرار كردند . قسمتى قوى از قشون ايران به تعاقب آنها مأمور شد ، جمعى از آنها اسير و گرفتار شدند . اشرف با هزار و پانصد نفر مستقيما رو