تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
شاه تكاليف احمد پاشا را به سهولت قبول كرد ، تكاليف اين بود كه طرفين هرجا را كه در آن وقت داشتند ، متصرف شوند . طهماسبقليخان از شنيدن اين مصالحه ، زياد برآشفت به پادشاه و چند نفر از اعيان نوشت كه به زودى به حضور ملوكانه خواهم آمد و لزوم فسخ اين مصالحهء ننگ‌آميز را ثابت خواهم كرد . بنابراين در ماه اوسنه 1732 مطابق سنه 1145 هجرى ، با كمال عجله از مشهد بيرون آمد و با تمام قشون خود ، كه بيش از شصت هزار مرد جنگى منتخب بودند ، به اصفهان رسيد ، به حضور پادشاه رفت و گفت : اول بايد كسانى را كه به قبول مصالحه و چنان فضيحت بزرگ رأى داده‌اند ، عبرت ديگران ساخت و پس از آن به سختى با دشمن جنگيد . ولى پادشاه ميل به شكستن مصالحه‌اى كه با عثمانيها كرده بود ، نداشت . پس از آن طهماسبقليخان به پادشاه گفت : كه اغلب اهالى دربار با من دشمن هستند و ساعى بودند كه پادشاه را به كشتن من وادارند ، پادشاه اصرار كرد بر اينكه اطلاعات او خطاست ، طهماسبقليخان فورا دسته‌اى مكتوب در مقابل پادشاه گذاشت و گفت : مطالعهء اين مكاتبت بر پادشاه معلوم خواهد كرد كه من حق دارم بجان خود بترسم ، اين بگفت و بيرون آمد . مكاتبت مزبور را چند نفر از نجباى دربار به طهماسبقليخان نوشته بودند و از اعمال و خيالات يكديگر به او خبر داده و از يكديگر بد نوشته و از گفتگوهايى كه در حضور پادشاه شده بود ، به او اطلاع داده بودند ، از عدم لياقت پادشاه نيز شرح نوشته و در خيرخواهى نسبت به طهماسبقليخان مبالغه كرده بودند . پادشاه از خواندن اين نوشتجات متعجب شد و خيانت را بزرگتر و شايعتر از آن ديد كه بتوان مجازات داد ، مگر آنكه بخواهد بيشتر از نجباى دربار را به قتل برساند ، لهذا كاغذها را پاره كرد و بهتر دانست صبر كرده [ تا ] در موقعى مناسبتر ، سزاى خيانت آنها را بدهد . طهماسبقليخان ، كه با قشون خود در بيرون دروازه اردو زده بود ، انتظار داشت ببيند اثر اين مكاتبت در خيال پادشاه چه خواهد بود [ و ] چون اعتنائى نكرد روساى