تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
دويم ، وبر اين كه آن وصى دويم خود آن ناظر است كه تعيين وصى بعد از وفات وصى أول به عهده أو واگذار نموده دارد يا نه 1 ؟ آن عبارت اين است : " وجناب جلالت مآب آقاى امين ديوان ميرزا محمود خان وفقه الله تعالى را وصى نمودند كه به ما سطر عمل نمايد . واين أقل أحقر را ناظر در جميع امورات وصى معظم له نمودند . وجابجا نمودند صوم وصلاة به استيجار اشخاص موفقين . وتعيين وصى بعد از وصى أول به اين أحقر واگذار نمودند . وهكذا آن وصى ثالث ، وصى در ايصاء است وهكذا إلى يوم القيمة . وبايد هر وصى ، شخص امين وعادل را ناظر نمايد به آن وصى كه بعد از أو است وهكذا " انتهى . دو كلمه دلالت عبارت فوق را بر دو مطلب مزبور مشروحا مرقوم فرمائيد . جواب : عبارت مزبوره دلالت ندارد بر وصى بودن ناظرى كه تعيين وصى بعد از وصى أول به عهده أو است . وآنچه مستفاد مىشود اين است كه تعيين وصى با أو است . وظاهر از تعيين وصى اين است كه معين كند غير خود را ، وتعيين ناظر بر وصى دويم هم با أو است . ومحتمل است كه خودش ناظر باشد ووصى دويم نيز وصى در ايصاء است با تعيين ناظر بر أو ، ومحتمل است كه تعيين وصى سيم هم با ناظر أول باشد . چون وصى بعد از وصى أول أعم است از دويم وسيم ، پس با فرض حيات بتواند وصى سيم را هم با ناظرش معين كند ( والله العالم ) .
سؤال 561 : زيد وفات كرد در زمان زيارة بيت الله خود ، وصيت نامهء معتبر نوشته وانشاء آن وصيت را به قانون شرع مقدس نموده ، دو نفر وصى ، يك برادر خود وديگرى برادر عيال خود را معين نموده وايشان را وصى بر صغار خود قرار داده ، عبارت وصيت نامه اين است : " دو نفر وصيان بعد از وفات موصى جمع آورى تمام متروكات أو را نموده ، بعد از أداء ديون موصى ، ثلث از تمام متروكات را اخراج نمايند . واز يخچالى معين موصى يك دانگ ونيم يا دو دانگ يه سه دانگ را حبس نمايند وثلث قرار دهند در مدت يك صد سال ، منافع آن را به مصارف ذيل برسانند " حاليه وفات نمود . در زمان حيات هم آن يخچال را فروخته ، آيا اين وصيت نسبت به ثلث باطل شده ، يا ثلث را از محل ديگر از أموال موصى بايد اخراج
هامش
1 . عبارت سؤال خالى از اغلاق نيست . ولى با دقت رد پاسخ مقصود آن روشن مىگردد .