واگر معلوم يا محتمل باشد كه عين آن وجه از مال خود آن تاجر بوده ، پس در حال
حيات واجب است عوض آن را به خودش رد كند . لكن بعد از موت أو با وصف اين كه به ذمه أو
از مظالم متعلق است ، نمىتواند به وارث بدهد ، الا به اطلاع حاكم شرع . چون تركه ميت كه
مديون است چه از ديون معلومة المالك چه مجهولة المالك ، اگر چه به وارث منتقل بشود ، بر
فرض اين كه مال خود ميت باشد لكن حق ديان متعلق به آن است . پس بدون اذن آنها يا اذن
ولى آنها كه حاكم شرع است ، نمىتوان به وارث داد . چه ديون أو مستغرق تركه باشد ، چه
نباشد . وبا فرض علم به اين كه تمام أموال أو مجهول المالك است ، پس ربطى به وارث
ندارد أصلا ( والله العالم ) .
سؤال 449 : طلبكارى كه عاجز است از ثبوت طلب خود نزد حاكم ، بعنوان تقاص مىتواند
از مال مديون بردارد ؟ وبر فرض جواز ، هر گاه مديون فوت شود ، طلبكار مىتواند
تقاص مال خود را نمايد يا نه ؟
جواب : كسى كه از كسى طلب داشته باشد ونتواند اثبات كند ، يا بتواند ولكن عاجز از
گرفتن باشد ، به اين كه مديون با وجود اعتراف يا ثبوت ، مماطله مىكند ونمىدهد ، جايز است
از براي أو تقاص از مال أو . وهم چنين است حال در ميت .
سؤال 450 : حضرات تجارى كه مشغول تجارت مىشوند ، تجارت كلى مىنمايند
ورشكست مىنمايند ومديون مىشوند ، عند الله معاقبند يا نه ؟
جواب : تجارى كه ورشكست مىكنند اگر تفريط نكرده باشند وبه أسباب قهرية
ورشكسته شوند ، معاقب نيستند . لكن ذمه ايشان مشغول است . هر وقت مالي براي ايشان پيدا
شود ، واجب است به ديان خود بدهند در زايد بر مستثنيات دين ، بلى ، اگر از أول بدانند كه
رفتار كذا ، منشأ وموجب تلف أموال مردم است ، علاوة بر ضمان ، معاقب هم هستند .
سؤال 451 : غالب از تجار وكسبه ، مشغول كسب خود مىباشند ودر أداء دين خود با
قدرت ومطالبه طلبكار ، مسامحه مىنمايند . ومشغول عبادت مىباشند بدون أداء دين .
عبادت ايشان صحيح است يا نه ؟
جواب : مديونى كه مسامحه در أداء دين خود كند ، با تمكن ومطالبه داين ، با عدم رضاى