تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
كارشان را به او مستند نسازند ؟ ! اى عبد الاعلى ، براستى كه براى مرد باايمان شايسته نيست كه چون ديد برادرش بيكى از درجات بهشت بر او پيشى جسته ، او را از آن درجه پائين كشد . و براى آن ديگر هم شايسته نيست كه دست رد بسينهء اين برادرش كه در درجه به او رسيده بزند ( و او را از خود دور كند ) بلكه سعى كند تا او را بدرجهء خود رساند و از خدا ( براى خود يا براى آن ديگرى ) آمرزش خواهد . شرح - مجلسى ( ره ) گويد : مقصود از مروان و ابن ذر دو تن از اصحاب آن حضرت هستند كه شايد بين آنها بخاطر اختلاف فهم و تفاوت درجه شان دوئيت و ستيزهء سختى وجود داشته و مقصود امام عليه السّلام اين است كه نوشتن چنين نامه اى در رفع اختلافى كه منشأش كجفهمى و اختلاف مراتب فضل است سود ندهد ، و محتمل است كه مقصود از ابن ذر عمر بن قاضى سنى بوده و در روايت است كه او بنزد امام صادق عليه السّلام آمد و با آن حضرت مناظره كرد ، و روى اين احتمال مقصود حضرت آن است كه اين نامه نزاع ميان مخالفين و شيعيان ما را بر طرف نميكند بلكه آن را مشكلتر مىكند و سبب زيان بيشترى براى شيعه ميگردد . . . و فيض ( ره ) گويد : اين دو مرد ( يعنى مروان و ابن ذر ) كسانى بوده‌اند كه حضرت را از نوشتن نامه جلوگيرى ميكرده‌اند و مقصود اين است كه با ممانعت آن دو چگونه ميتوانم چنين نامهء بنويسم [ تفسير يك آيه ] 283 - ابو خالد كابلى گويد امام باقر عليه السّلام ( در تفسير اين آيه ) : « خدا مثلى مىزند ، مردى كه شريكان بر سر او كشاكش كنند ، و مردى كه تسليم مرد ديگر است ، آيا حكايت اين دو يكسان است » ؟ ( سورهء زمر آيه 30 ) فرمود : اما آن كس كه شريكان بر سر او بكشاكش پرداختند همان فلانى - اولى - بود ( يعنى خليفهء اول ) ، كه گروههاى مختلف بحكومت او گرد آمدند و با اين حال يك ديگر را لعن و نفرين ميكردند ، و از همديگر بيزارى ميجستند ، و اما آن مردى كه تسليم ديگرى بود آن پيشواى بر حق نخستين و شيعيان او بودند ( يعنى على عليه السّلام كه تسليم رسول خدا ( ص ) بود ) . سپس فرمود : همانا يهود پس از حضرت موسى عليه السّلام هفتاد و يك فرقه شدند كه يك فرقهء آنها در