و جل شب قدر را براى پيامبرش بهتر از هزار ماه خلافت بنى اميه قرار داد .
[ تفسير يك آيه ]
281 - عبد الاعلى گويد : از امام صادق عليه السّلام معناى گفتار خداى عز و جل را پرسيدم كه فرمايد « بايد بترسند كسانى كه خلاف فرمان او كنند از اينكه بديشان بليه و فتنه اى برسد و يا بعذابى دردناك دچار گردند » ( سورهء نور آيه 63 ) فرمود : مقصود فتنه و بليهء در دين او است و يا زخمى كه خدا در برابرش پاداش و مزدى به دو ندهد .
282 - عبد الاعلى گويد : به امام صادق عليه السّلام عرضكردم : شيعيان شما با هم دشمن شده و از هم بدشان مىآيد ، خوب است - قربانت گردم - نظرى به حال آنان فرمائى ؟ حضرت فرمود : من قصد دارم نامهء براى آنها بنويسم كه ديگر اختلافى در بارهء من نكنند . عرضكردم : تاكنون ما بچنين نامهء مثل امروز نيازمند نشدهايم ، سپس فرمود : كجا چنين چيزى ممكن است با بودن مروان و ابن ذر ؟ عبد الاعلى گويد : من از اين سخن گمان كردم كه آن حضرت چنين نامهء نخواهد نوشت ، پس از نزد آن حضرت بر خاستم و بنزد اسماعيل ( فرزند آن حضرت ) رفتم و به دو گفتم : اى ابا محمد من براى پدرت اختلاف شيعه و دشمنى آنها را با همديگر گفتم و او فرمود : من قصد دارم نامهء براى آنها بنويسم كه از اين پس در بارهء من اختلافى نكنند ، گويد : ( اسماعيل ) گفت : ( پدرم ) نام مروان و ابن ذر را نبرد ؟ گفتم : چرا گفت : اى عبد الاعلى براستى كه شما را بر ما حقى است همچنان كه ما را بر شما حقى مقرر است ، و به خدا سوگند شماها در أداى حق ما شتابانتر نيستيد از ما نسبت بحقوق شما .
آنگاه گفت : من در اين باره فكرى خواهم كرد ، سپس فرمود : اى عبد الاعلى ! چرا نبايد مردمى كه پيرو يك مذهباند و بسوى يك رهبر دينى توجه دارند و از او دستور ميگيرند در بارهء او اختلافى نكنند و
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 26
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٦