تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
( كه نام جايى است ) رسيدم جوال پاره شد و هر چه در آن بود ريخت ، در آنجا به حاكم مدينه برخوردم و او به من گفت : توئى كه خورجين بارت پاره شده و هر چه داشته اى از بين رفته است ؟ گفتم : آرى ، گفت : وقتى بمدينه رسيدى پيش ما بيا تا عوض آن را به تو بدهيم ، هنگامى كه بمدينه رسيدم بنزد امام صادق عليه السّلام رفتم آن حضرت به من فرمود : اى عمر خورجينت پاره شد و هر چه داشتى از بين رفت ؟ عرضكردم : آرى ، فرمود : آنچه را خدا به تو داد بهتر است از آنچه از تو برگرفت ، همانا رسول خدا ( ص ) شترش گم شد ، و مردم ( منافق ) گفتند : اين كسى است كه از آسمان ( و از غيب ) بما خبر ميدهد ولى نميگويد ( و نميداند ) شترش كجاست ! همان وقت جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت : اى محمد شترت در فلان دره است و افسارش بفلان درخت پيچيده شده . رسول خدا ( ص ) بمنبر رفت و حمد و ثناى خداى را بجا آورد و فرمود : اى مردم شما در بارهء شترم پشت سر من زياد حرف زديد ، بدانيد ، كه آنچه را خدا به من داده بهتر است از آنچه را كه از من گرفته ، بدانيد كه شتر من در فلان دره است و افسارش بفلان درخت گير كرده . مردم طبق نشانى كه آن حضرت داده بود برفتند و چنانچه رسول خدا ( ص ) فرموده بود شتر را يافتند . پس از اين حديث امام صادق عليه السّلام فرمود : اكنون بنزد حاكم مدينه برو كه وعده اى را كه به تو داده بدان وفا كند ، و براستى اين چيزى است كه خدا تو را بدان خوانده و تو از او درخواست نكردى 279 - شعيب عقرقوفى گويد : به امام صادق عليه السّلام عرضكردم : حديثى از ابو ذر رضى الله عنه رسيده