هرگز نبيند ، و چنان لال ميشد كه ديگر هرگز سخن نگويد .
سپس فرمود : خدا لعنت كند ابا الخطاب را و او را بوسيلهء آهن بكشد . شرح - ظاهر اين است كه شخصى كه به امام صادق ( ع ) گفته است : « لبيك . . . » از اصحاب و پيروان ابو الخطاب بوده ، و ابو الخطاب كه نامش محمد بن مقلاص است در ابتداى كار از اصحاب امام صادق ( ع ) بود و تدريجا در بارهء آن حضرت غلو كرده قائل به الوهيت او شد و خود را پيغمبر آن حضرت ناميد و عقايد باطله اى را اظهار كرد و جمعى نيز پيرو او شدند ، و اينها همانطور كه حاجيان در موقع بستن احرام لبيك ميگويند براى امام صادق ( ع ) « لبيك . . . » ميگفتند ، و حتى در همان كوفه كه مركز اصلى آنها بود نيز گاهى بنام جعفر بن محمد تلبيه ميگفتند ، و بالاخره نيز همانطور كه حضرت در باره اش نفرين كرده بود بوسيلهء آهن كشته شد و چنانچه كشّى نقل كرده عيسى بن موسى بن على بن عبد الله بن عباس كه از طرف منصور در كوفه والى بود ، چون شنيد كه ابو الخطاب ادعاى نبوت كرده . . . مردى را فرستاد و او و پيروانش را كه در مسجد گرد آمده بودند همگى را كشت و تنها يكتن از آنها كه در ميان زخميان افتاده بود توانست شبانه از ميان كشتگان بگريزد .
287 - مردى از دوستان امام موسى بن جعفر عليه السّلام گويد : مردى از قريش بنزد آن حضرت آمده بود و از قريش و عرب ( و مفاخر آنان ) سخن ميگفت ، حضرت به دو فرمود : اين سخنها را واگذار مردم سه دستهاند : عربى ، و وابسته بعرب ، و عجم غير مسلمان و عرب ما هستيم ، و وابسته شيعيان ما هستند ، و هر كس كه بر طريقهء ما نباشد او عجم دور از اسلام است .
مرد قرشى گفت : تو چنين گوئى پس تيره ها و خاندانهاى قريش و عرب چه ميشوند ؟ امام عليه السّلام فرمود : مطلب همان بود كه گفتم . 288 - سلام بن مستنير گويد : شنيدم از امام باقر عليه السّلام كه ميفرمود : هنگامى كه حضرت قائم عليه السّلام ظهور كند ايمان را بر هر شخص ناصبى ( و دشمن اهل بيت عليهم السّلام ) عرضه كنند پس
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 30
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٠