276 - فضيل بن يسار گويد : امام باقر عليه السّلام فرمود : هر گاه ديدى ندارى و نيازمندى زياد شد و مردم همديگر را نشناختند ( و بفكر يك ديگر نبودند ) در چنين وقتى چشم به راه امر خداى عز و جل باش ( يعنى منتظر ظهور حضرت قائم عليه السّلام باش ) گويد : عرضكردم : قربانت گردم معناى ندارى و نيازمندى را دانستم ، اما نشناختن مردم يك ديگر را يعنى چه ؟ فرمود : مردى از شما بنزد برادر ( دينى ) خود برود و از او درخواستى كند و او به نظر ديگرى به او بنگرد غير از آن نظرى كه قبلا به او مىنگريست ، و با او سخن كند به غير از آن طريقى كه پيش از آن به او سخن ميكرد . 277 - على بن الحسين عليه السّلام از پدرش امير مؤمنان روايت كند كه فرمود : روزى بحماقت بسته ، و محروميت بخرد و عقل ، و بلاء بصبر و بردبارى . شرح - مجلسى ( ره ) گويد : يعنى شخص احمق غالبا روزيش بسيار فراوان است ، و شخص عاقل محروم و در فشار زندگى بسر ميبرد . ( پايان كلام مجلسى ره ) .
مترجم گويد : و اين بدان خاطر است كه بدست آوردن روزى در اين جهان غالبا بتملق و چاپلوسى كردن بدرگاه نااهلان بستگى دارد و شخص خردمند حاضر نيست تن به پستى دهد و بدرگاه اين و آن روى نياز برد و از دنياپرستان از خدا بىخبر تملق گويد از اين رو غالبا در سختى و فشار زندگى بسر ميبرد و اين نابخردان و احمقانند كه براى كسب مال بهر پستى تن دهند و بتملق هر كس و ناكس حاضر شوند و همين سبب تحصيل مال فراوان گردد ، و حافظ شيرازى در اين باره چه نيكو سروده كه گويد :
جهان بمردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل دانش و فضلى همين گناهت بس
[ يك معجزه از پيغمبر اكرم - ص - ]
278 - عمر برادر عذافر گويد : مردى به من ششصد درهم - يا هفتصد درهم - داد كه از مال امام صادق عليه السّلام بود ( و ميبايستى به آن حضرت عليه السّلام برسانم ) و اين پول در ميان جوال من بود ، و چون بحفيرة