بدوزخ ، پس آنها را براى جنگ دعوت كرد و سيصد و سيزده نفر به شماره اهل بدر دعوت او را پذيرفتند ، و آن پيغمبر ايشان را برداشته و برابر دشمن آورد و اين بار ( به عكس بارهاى ديگر ) هنوز شمشيرى به كار نبرده و نيزه اى نزده بودند كه خداى عز و جل فتح را نصيب آنان كرد . شرح - مرحوم علامه ملا صالح مازندرانى ( ره ) گويد : گويا يك بار و دو بار و سه بار و چهار بار ناظر است به زمان على عليه السّلام و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام و زيد بن على . . . و يا اينكه در ذكر اين چهار بار منظورى نبوده و آن را چنانچه شايع در كلام است استطرادى ذكر فرموده .
[ در بارهء برخى از بيماريها ]
577 - از امام صادق عليه السّلام روايت كنند كه فرمود : رسول خدا ( ص ) چنان بود كه خود را از بيمارى زكام جلوگيرى نمىفرمود ( و براى رفع آن دارو به كار نمىبرد ) و ميفرمود : هيچ كس نيست جز آنكه رگى از بيمارى خوره دارد ، و چون زكام شود ريشهء آن بيمارى ( يا رگ ) را خشگ كند . 578 - هشام بن سالم از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : زكام لشكرى است از لشكرهاى خداى عز و جل كه آن را بسوى بيمارى و درد ميفرستد تا آن را از بين برد و زائل سازد . 579 - و نيز از آن حضرت عليه السّلام از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه فرمود : هيچ يك از فرزندان آدم عليه السّلام نيست جز آنكه در او دو رگ قرار دارد ؛ رگى در سر است كه بيمارى خوره را تحريك مىكند ، و رگى در تن است كه بيمارى پيسى و برص را تحريك كند ، و چون آن رگى كه در سر است تحريك شود خداى عز و جل زكام را بر آن مسلط سازد تا آن دردى كه در آن است جارى سازد ( و از راه بينى خارج كند ) و چون آن رگى كه در تن است تحريك شود خداوند دملها را بر آن مسلط كند تا آن دردى كه در آن است بيرون آرد ،