تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢

حديث عابد

584 - از امام صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه فرمود : در بنى اسرائيل مرد عابدى بود كه به هيچ وجه به دنيا آلوده نشده و گرد آن نگشته بود ، شيطان ( كه از وضع او رنج ميبرد ) از بينى خود فرياد كشيد لشكريانش بدور او جمع شدند ، بدانها گفت : كداميك از شما است كه بتواند اين شخص را از راه بدر كند ؟ يكى گفت : من . گفت : از چه راه بسراغش ميروى ؟ پاسخداد : از راه زنها . شيطان گفت : تو حريف او نيستى ، چون او زنان را نيازموده ( و لذتى از آنها نبرده كه گول بخورد ) ديگرى گفت : من . پرسيد : تو از چه راه گولش ميزنى ؟ گفت : از راه باده گسارى و خوشيها . به دو گفت : تو هم مرد اين كار نيستى چون او اهل اينها نيست ، سومى گفت : من او را گمراه ميكنم ، پرسيد : از چه راه ؟ گفت : از راه كار خير . شيطان گفت : برو كه تو حريف او هستى . شيطانك بيامد و در برابر او جايى را انتخاب كرد و شروع كرد به نماز خواندن . و آن عابد چنان بود كه ( شبانه روز قدرى ) ميخوابيد و استراحت ميكرد ، ولى شيطانك هيچ نميخوابيد و استراحت نداشت ( يكسره نماز ميخواند ) . آن مرد عابد كه خود را در برابر او كم ارزش ديد و عبادتش را كوچك دانست بنزد آن شيطانك رفت و به دو گفت : اى بندهء خدا چه چيز تو را به اين همه نماز خواندن نيرو داده ( و وادار كرده ) ؟ پاسخش را نداد . بار دوم پرسيد باز هم پاسخش را نداد . تا بار سوم كه پرسيد گفت : اى بندهء خدا من گناهى كرده ام
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 242 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى