چيزهائى را كه به تو وحى مىشود رها كنى و سينه ات از آن تنگ شود كه بگويند چرا گنجى به او نازل نمىشود يا فرشته اى همراه او نمىآيد « ( سورهء هود آيهء 12 ) فرمود : چون رسول خدا ( ص ) بوادى قديد ( كه جايى است ميان مكه و مدينه ) فرود آمد بعلى عليه السّلام فرمود : يا على من از پروردگارم خواستم كه ميان من و تو را دوستى افكند و او اين كار را كرد ، و از پروردگارم خواستم كه ميان من و تو عقد اخوت و برادرى برقرار سازد و اين كار را هم كرد ، و از پروردگارم خواستم كه تو را وصى من گرداند و اين كار را نيز انجام داد ، پس دو نفر از قريش گفتند : به خدا يك صاع ( سه كيلو ) خرما در يك انبان پوسيده پيش ما محبوبتر است از آنچه محمد از پروردگارش خواسته ، چرا از پروردگارش فرشته اى نخواست كه او را بر دشمنش كمك كند ، يا گنجى نخواست كه او را از تنگدستى بىنياز كند ، و به خدا براى هيچ حق و باطلى بدرگاه خدا دعا نكرد جز آنكه اجابت كرد ( و با اين ترتيب چرا اين دو چيز را از خدا نخواست ) ؟ پس خداى تعالى آيهء فوق را نازل فرمود . 573 - عبد الله بن سنان گويد : از امام صادق عليه السّلام تفسير اين آيه را پرسيدند : « اگر پروردگارت ميخواست همهء مردم را يك امت ميكرد ولى پيوسته مختلف خواهند بود مگر كسانى كه پروردگارت بايشان رحمت كرد . . . « ( سورهء هود آيه 118 - 119 ) فرمود : مردم همه يك امت بودند خداوند پيغمبران را برانگيخت تا حجت خود را بر ايشان تمام كند . 574 - جابر از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه در تفسير گفتار خداى عز و جل : « هر كه كار
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٣٣