بطور كلى مجمل و نامفهوم بماند ناچاريم توضيح كوتاهى بطورى كه از وضع ترجمه خارج نشويم در اين باره بدهيم :
و قبلا بايد دانست كه ما اجماع داريم كه قرآن مجيد از تحريف و تصحيف مصون است چنانچه خود خداى متعال ضمانت آن را كرده و فرموده است : * ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَه لَحافِظُونَ ) * ( يعنى براستى ما خود قرآن را فرو فرستاديم و بطور مسلم ما خود آن را حفظ خواهيم كرد ) و روايات زيادى هم بدين مضمون وارد شده ، و برخى از احاديث هم كه به ظاهر دلالت بر تحريف دارد حمل بر تأويل و تفسير شده چنانچه دانشمندان شيعه فرمودهاند و ما قسمتى از كلمات آنان را در شرح اصول كافى جلد چهارم ص 440 نقل كردهايم بدان جا رجوع شود .
از اين مطلب كه بگذريم موضوع ديگرى كه اكنون مورد بحث ما است اختلاف قراءات قرآن كريم است كه خوانندگان محترمى كه كم و بيش از اين بحث اطلاع دارند ميدانند كه قرآن را بقرائتهاى گوناگونى قرائت كردهاند كه بر هفت و يا ده قرائت آن ادعاى تواتر شده ، و همه مدعى هستند كه اين قرائت از رسول خدا ( ص ) نقل شده است مانند قرائت : عبد الله بن عامر ، و عبد الله بن كثير ، و عاصم و ابو عمرو بن علاء ، و حمزة بن زيارت ، و نافع ، و كسائى ، و خلف بن هاشم ، و يعقوب بن اسحاق و يزيد بن قعقاع . كه برخى گفتهاند : قرائت اين ده نفر همگى متواتر است و از رسول خدا ( ص ) روايت شده ، و برخى آن را به همان هفت نفر اول اختصاص دادهاند ، و در اثبات اين مطلب نيز دليلهائى ذكر كردهاند كه خالى از ايراد نيست و اثبات تواتر حتى در هفت قرائت مشهور نيز خالى از اشكال نيست كه در جاى خود مذكور است .
و در اينكه آيا براستى رسول خدا ( ص ) هفت جور قرائت فرمود يا تعليم اصحاب خود كرده و خلاصه قرائت مربوط به خود آن حضرت است و اساسا قرآن بطور مختلف و مكرر بر آن حضرت نازل شده و هر بار جبرئيل آن را به نحوى نازل كرده است ، و يا اينكه قرآن بيك جور بيشتر نازل نشده و اختلاف مربوط براويان از آن حضرت است مورد اختلاف ميان دانشمندان است و بهر ترتيب اختلاف قرائت در آيات از قديم بوده و هر يك از روى اجتهاد خود و يا سماع از رسول خدا ( ص ) آن را به نحوى قرائت ميكرده و آنچه اكنون مورد بحث ما است قرائت ائمهء اهل بيت عليهم السّلام است كه بدون شك در پاره اى از آيات قرائت اهل بيت با قرائت مشهور تفاوت دارد منتهى در جاى خود ثابت شده كه خواندن نماز بقرائت مشهور مجزى و خالى از اشكال است اگر چه خواندن آن بقرائتى كه از ائمهء معصومين عليهم السّلام نيز ثابت شده باشد بىاشكال خواهد بود ولى دست كشيدن از قرائت مشهور بأخبار آحادى كه از نظر سند مخدوش و ضعيف است جايز نيست چنانچه در جاى خود ثابت شده .
و از اين رو هر بىسواد عامى كه اطلاعى از فن حديث و صحت و سقم آن ندارد نمىتواند به صرف اينكه بحديثى برخورد آن را مدرك قرار داده و مدعى تحريف و امثال آن گردد و از اين رو در فهم اين گونه احاديث بايد به اهلش رجوع شود .
572 - عمار بن سويد گويد : شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه در تفسير اين آيه : « شايد بعضى از
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 232
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٣٢