تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
عز و جل كمك داده شود ، و نه كسى پيدا شود كه گرچه كارهايش پيش نميرود و مردم بديدهء حقارت به دو بنگرند با اين حال ( او را ناديده بگيرند ) و بر أداى حق كمك از او نگيرند و ياريش ندهند ( يعنى همهء مردم به يكديگر نيازمندند توانگر به مستمند نيازمند است ، زيرا اگر مستمند زكات و صدقات و امثال آن را از توانگر نپذيرد او نتواند اداى حق خود كند ، و مستمند نيز در مقابل براى سدّ جوع خود نيازمند بر توانگر است و همچنين عالم و جاهل و ساير طبقات ، و ببزرگى و كوچكى افراد از نظر دارائى و علم و دين و تقوى و غيره نمىتوان نگاه كرد ) . و آنان كه در وضع خود برتر از ديگران هستند ( مانند رهبران و زمامداران ) و هم آنان كه داراى نعمتهاى بزرگ هستند نيازمنديشان در اين باره بيش از ديگران است ، و اما در پيشگاه خداى عز و جل نيازمندى همهء آنها بدرگاه او يكسان است . در اين هنگام يكى از سپاهيان آن حضرت كه معلوم نشد چه شخصى بود و گفته شده است كه تا به آن روز و نه پس از آن اصلا در لشكر آن حضرت ديده نشد براى پاسخ بسخنان آن حضرت برخاسته و پس از اينكه خداى عز و جل را به خوبى در مورد آزمايشى كه آنها را بدان گرفتار ساخته و آن حق واجبى را كه از آن حضرت بر آنها مقرر ساخته و اقرار به تمام آنچه از تصرف اوضاع در مورد آن حضرت و ايشان پيش آمده بود چنين گفت : تو فرمانده و امير ما هستى و ما رعيت توايم ، ببركت تو بود كه خداى عز و جل ما را از خوارى و ذلت نجات داد ، و بعزت بخشى تو بود كه خداوند بندگانش را از كند و بند رها كرد ، اكنون تو هر راهى را كه ميدانى براى ما اختيار فرما و ما را بدان ببر ، و بهر گونه ميتوانى رأى بزن و بر طبق رأى خود رفتار كن ، چون توئى گوياى مورد تصديق ، و حاكم با توفيق و سلطان مقتدر ، و ما به هيچ وجه نافرمانيت را روا نشماريم و هيچ دانشى را قابل سنجش با دانش تو ندانيم ، و در اين باره مقامت نزد ما بزرگ ، و فضيلت برتريت
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 200 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى