پيش از آنكه بنشينى دو ركعت نماز بخوان ، و چون خواستى قضاى حاجت كنى بجاى دور دستى برو ، و چون خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بخوان و با آن زمينى كه در آن منزل كرده بودى وداع كن و بر آن زمين و هم بر اهلش درود فرست زيرا كه هر نقطهء زمين اهلى از فرشتگان دارد ، و اگر بتوانى از غذائى نخورى تا نخست مقدارى از آن صدقه بدهى چنين كن .
و بر تو باد كه تا سوار مركب هستى قرآن بخوانى ، و چون بكارى مشغول شدى تسبيح گوئى و در هنگام بيكارى دعا كنى ، و بر تو باد كه در اول شب راه نروى ، و آن وقت را استراحت كنى و از نيمه شب به بعد راه روى ، و مبادا در مسير خود ( هنگام راه رفتن ) آواز خود را بلند كنى .
[ مصاحبهء يكى از خوارج با امام باقر ( ع ) ]
548 - اسيدى و محمد بن مبشر گفتهاند كه عبد الله بن نافع ازرق ( يكى از سران خوارج ) پيوسته ميگفت : اگر من براستى ميدانستم ميان دو قطر زمين كسى هست كه مركبها مرا به دو برساند و او از راه دليل و برهان به من ثابت كند كه على بن ابى طالب به حق اهل نهروان را كشته و در اين باره بدانها ستم نكرده است من بنزد او ميرفتم ، به دو گفتند : فرزند على هم نباشد ؟ ( يعنى اگر فرزند او باشد حاضرى بنزدش به روى ؟ ) پرسيد : مگر در ميان فرزندان او دانشمندى هست ؟
گفتند : همين نخستين مرحلهء نادانى تو است ، مگر مىشود كه در آنها دانشمندى نباشد ! پرسيد : امروزه آن دانشمند كيست ؟ گفتند : محمد بن على بن الحسين عليهم السّلام ( يعنى حضرت باقر عليه السّلام ) پس عبد الله بن نافع با سران از طرفداران خويش حركت كرده بمدينه آمد و از امام باقر عليه السّلام اجازه شرفيابى گرفت ، بدان حضرت عرضكردند : عبد الله بن نافع است كه اجازهء شرفيابى ميخواهد ! حضرت فرمود : او به من چكار دارد با اينكه در هر صبح و شام از من و پدرم بيزارى ميجويد ، ابو بصير