رسول خدا ( ص ) فرمود : ما بچنين كسانى ( كه بسوى شما فرار كنند ) نيازى نداريم .
و از جمله ( مواد صلحنامه كه از طرف مسلمانان تنظيم شد ) اين بود كه خداپرستى در ميان مردم مكه آشكار باشد و پنهانى نباشد .
و ( امام صادق عليه السّلام در اينجا فرمود : در اثر اين ماده كار آزادى مسلمانان در مكه به جائى رسيد كه ) پرده ها از مدينه براى مسلمانان مكه برسم هديه ميفرستادند بدون هيچ ترس و وحشتى ، و هيچ ماده اى از مواد صلحنامه براى آنان پربركتتر از اين نبود و كار به جائى كشيد كه نزديك بود اسلام بر سراسر مردم مكه نفوذ كند و مستولى گردد .
( پس از تنظيم صلحنامه و قبل از امضاء آن ) سهيل بن عمرو به پسر خود ابى جندل ( كه از مكه گريخته بود و خود را به مسلمانان رسانده و بدين اسلام درآمده بود ) دست انداخته و گفت : اين نخستين ماده اى است كه روى آن قرار بستهايم ( يعنى طبق قرارداد من بايد او را اكنون با خود به مكه ببرم ) .
رسول خدا ( ص ) فرمود : مگر قراردادى امضاء كرده اى ؟
سهيل گفت : اى محمد تو پيمان شكن نبودى ( يعنى اگر چه هنوز قرارداد به امضاء طرفين نرسيده ولى تو كسى نبودى كه تعهد خود را اگر چه زبانى باشد بشكنى ) ؟
بدين ترتيب سهيل ابى جندل را بهمراه خود برد . ابو جندل - رو برسول خدا ( ص ) كرده - گفت :
اى رسول خدا آيا مرا به او تسليم ميكنى ؟
فرمود : من در بارهء آزادى تو با او شرطى نكرده بودم .
ولى بدنبال اين جريان بدرگاه خداوند دعا كرده گفت : خدايا براى ابى جندل گشايشى فراهم كن . مترجم گويد : داستان صلح حديبية را ابن هشام بطور تفصيل نقل كرده و براى اطلاع بيشتر بترجمهء آن كه بخامهء اين حقير شده و بچاپ رسيده است مراجعه شود ( ترجمه سيره ابن هشام ج 2 صفحات
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٦١