و اينكه محمد رسول خدا است ، گفتم : گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست ، و محمد رسول خدا است .
رسول خدا ( ص ) به من فرمود : اى ابا ذر بسوى بلاد خويش باز گرد كه عموزاده ات از دنيا رفته و هيچ وارثى جز تو ندارد ، پس مال او را برگير و پيش خانواده ات بمان تا كار ما آشكار و ظاهر گردد ابو ذر بازگشت و آن مال را برگرفت و پيش خانواده اش ماند تا كار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آشكار گرديد .
امام صادق عليه السّلام فرمود : اين بود سرگذشت ابو ذر و اسلام او ، و اما داستان سلمان را كه شنيده اى آن مرد عرضكرد : قربانت داستان سلمان را هم برايم بگو ، فرمود : آن را شنيده اى ، و بخاطر بىادبى كه كرده بود برايش بيان نفرمود . مترجم گويد : داستان اسلام سلمان را صدوق عليه الرحمة در كمال الدين نقل فرموده ، و ابن هشام نيز در سيرة ، اسلام سلمان را به ترتيبى ديگر ذكر كرده كه اخيرا اين حقير آن را ترجمه كرده و بسرمايه كتابفروشى اسلاميه چاپ شده است بدان جا مراجعه شود . ( زندگانى پيامبر اسلام ج 1 ص 139 - 147 ) .
458 - زرارة از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : ثمامه بن اسال را سواران ( لشكر ) پيغمبر ( ص ) اسير گرفتند ، و پيش از آن رسول خدا ( ص ) دعا كرده بود و گفته بود : خدايا مرا بر ثمامة مسلط گردان ، پس رسول خدا ( ص ) به او فرمود : من تو را بيكى از سه چيز مخير ميسازم : يكى اينكه تو را بكشم ، ثمامة گفت : در اين صورت مرد بزرگى را كشته اى ، ديگر آنكه از تو فديه بگيرم ( و آزادت كنم ) گفت : در چنين صورتى مرا مرد پرارزش و گرانبهائى خواهى يافت ، سوم آنكه بر تو
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٢٦