كه اين كار را نكردند ( و در جريان غصب خلافت دست نداشتند ) و ندانسته و بدون آنكه يكنوع دشمنى با امير مؤمنان عليه السّلام داشته باشند از ديگران پيروى كردند اين كارشان موجب كفر آنان نشد و آنها را از اسلام بيرون نبرد ، و از اين جهت بود كه على عليه السّلام كار خود را پوشيده داشت ( و از خلافتى كه حق او بود چشم پوشيد ) و چون ياورى نيافت از روى اكراه بيعت كرد . 455 - عبد الرّحيم قصير گويد : به امام باقر عليه السّلام عرضكردم : براستى مردم وحشت ميكنند از اينكه ما ميگوئيم : مردم ( پس از پيغمبر صلى الله عليه و آله ) مرتد شدند ( و حاضر نيستند به آسانى اين مطلب را بپذيرند ) ؟ فرمود : اى عبد الرحيم همانا مردم پس از رحلت رسول خدا ( ص ) بدوران جاهليت بازگشتند ، و انصار مدينه ( گرچه ) كناره گرفتند ( و در آغاز كار حاضر بخلافت با ابو بكر نشدند ) ولى ( با اين حال ) به راه درستى نرفتند ، آنها با سعد بن عباده بيعت كردند و همان ( شعارها و ) رجزهاى جاهليت را بر زبان مىآوردند و ميگفتند :
اى سعد توئى مايهء اميد ، كه دو گيسويت روى شانه ريخته ، و دشمنت ( كه تو را بشعر هجو كند ) مطرود و رانده است . 456 - زكرياى نقاض گويد : شنيدم از امام باقر عليه السّلام كه ميفرمود : مردم پس از رحلت رسول خدا ( ص ) همانند كسانى شدند كه جمعى از هارون و گروهى از گوساله پيروى كردند و همانا ابو بكر مردم را ( بخويش ) دعوت كرد ، و على عليه السّلام جز به قرآن عمل نكرد ، و عمر همچنين مردم را دعوت كرد
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 122
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٢٢