كه مصدر وبمعناى دشنامگوئى است و « مشرف » بكسر راء كه اسم فاعل وبمعناى كسى كه در پرتگاه هلاكت قرار گيرد ، و ديگرى « سباب » بفتح سين وتشديد باء كه صيغهء مبالغه وبمعناى بسيار دشنامگو و « مشرف » بفتح راء كه مصدر ميمى وبمعناى پرت شدن است . سپس در بارهء خود دشنام گويد : دشنام بحسب لغت شامل قذف يعنى نسبت بزنا وزنازادگى هم مىشود ، وبعيد نيست بيشتر اين اخبار نيز شامل آن گردد ، ولى در اصطلاح فقهاء آنست كه قذف نباشد مانند اينكه بگويد : اى شرابخوار ، اى رباخوار ، اى ملعون ، اى سگ ، اى خوك . . . . و امثال اينها كه متضمن استخفاف وتوهين باشد .
2 - امام باقر عليه السّلام فرمود : كه رسول خدا ( ص ) فرموده است : دشنامگوئى بمؤمن نافرمانى است ، وجنگيدن با او كفر است ، و خوردن گوشتش ( بوسيلهء غيبت ) گناه است ، و احترام مال مؤمن مانند احترام خون اوست .
شرح - مجلسى ( ره ) گويد : مقصود از كفر در جنگيدن با مؤمن كفرى است كه بمرتكب كبيره اطلاق شود ، يا كفر واقعى است در صورتى كه آن را حلال شمارد ، و گفته شده : گويا از باب اينكه جنگيدن از اسباب كفر است بطور مجاز كفر ناميده شده يا مقصود كفران نعمت الفت بين مسلمانان است كه خداوند قرار داده است .
3 - حضرت باقر عليه السّلام فرمود : مردى از قبيلهء بنى تميم نزد پيغمبر ( ص ) آمده عرضكرد : به من سفارشى ( ووصيتى ) بفرما ، پس در آنچه حضرت به او سفارش فرموده اين بود كه : بمردم دشنام مدهيد تا ( در نتيجه ) كسب عداوت ( ودشمنى ) ميان آنها كنيد .
4 - عبد الرحمن بن حجاج از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام حديث كند كه در بارهء دو مرديكه بهم دشنام دهند فرمود : آنكه آغاز بدشنام كرد ستمكارتر است ، و گناه او و گناه رفيقش به گردن اوست تا زمانى كه از ستمكشيده ( ومظلوم ) معذرت نخواسته .
5 - حضرت باقر عليه السلام فرمود : هيچ گاه مردى بكفر مرد ديگر گواهى ندهد ( مثل اينكه
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٤