بر حرف پرستش كنند . پس اگر خوبى وخوشى به دو رسيد بدان آسوده خاطر است ، و اگر آزمايش وفتنهء به دو رسد روى برتابد در دنيا و آخرت زيانكار است « ( سورهء حج آيهء 11 ) پرسيدم ؟ فرمود : اينان مردمى بودند كه خدا را پرستش كردند ، و دست از پرستش آنچه جز خدا پرستش ميشد كشيدند ، ولى در بارهء محمد ( ص ) و آنچه آورده بود شبهه كردند ، و در شك بودند ، پس اسلام را به زبان جارى كردند وگواهى دادند كه معبودى جز خداى يگانه نيست و اين كه محمد ( ص ) رسول خدا است ، وبقرآن نيز اعتراف كردند ، ولى با اين حال آنها در بارهء محمد ( ص ) و آنچه آورده بود در شك بودند ، اگر چه در بارهء خدا شك نداشتند ، خداى عز وجل فرمايد : » وبرخى از مردمند كه خدا را بر حرف پرستش كنند « يعنى بر شك در بارهء محمد ( ص ) و آنچه آورده است » پس اگر به او خوبى رسد « يعنى عافيت در خود و مال وفرزندش » به آن آسوده گردد « وخوشنود گردد » و اگر فتنه اى به او رسد « يعنى بلائى در تن و يا مالش ، آن را بفال بد گيرد و از پا برجا بودن بر اقرار پيغمبر ( ص ) بدش آيد وبتوقف و شك برگردد ، وبدشمنى خدا ورسولش وانكار بپيغمبر و آنچه آورده است برخيزد .
شرح - « حرف » در لغت به معناى طرف و كنار و حاشيه است ، مجلسى ( ره ) از بيضاوى نقل كند كه در تفسير « على حرف » گفته است يعنى در كنار دين است و پا برجا نيست مانند كسى كه در كنار ( و حاشيه ) لشكر است اگر احساس پيروزى كند پابرجا بايستد وگر نه فرار كند وبگريزد ، و روايت شده كه اين آيه در بارهء دسته اى از بدويان حجاز نازل گرديد كه بمدينه آمده بودند ( واسلام اختيار كرده بودند ) و هر كدام تنش سالم بود واسبش كرهء خوبى ميزائيد ، وزنش پسر نيكوئى مىآورد و مال وگله اش زياد ميشد ميگفت از وقتى وارد در اين دين شده ام جز خوبى نديدم ، ودلبند وآسوده خاطر ميگرديد و اگر بر خلاف آن بود ميگفت : جز بدى چيزى نديدم وبرميگشت .
2 - ونيز زراره از آن حضرت حديث كند كه در تفسير اين آيه فرمود : ايشان مردمى بودند كه خدا
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٤٠