را يگانه دانستند ، و از پرستش آنچه جز خداوند پرستش شود دست برداشتند ، پس ( بدين جهت ) از شرك بيرون جستند ، ولى ندانستند كه محمد ( ص ) رسول خداست ، و اينها خدا را پرستيدند با شك در باره محمد ( ص ) و آنچه آورده است ، پس اينان نزد رسول خدا ( ص ) آمدند وگفتند : ما نظر ميكنيم اگر ديديم اموال ما بسيار شد و از جهت تن خودمان وفرزندانمان بعافيت وصحت مانديم ميدانيم كه او راستگو است وپيامبر خدا است ، و اگر جز اين شد تأمل ميكنيم ، خداى عز وجل فرمود : « پس اگر به او خوبى رسد بدان آسوده خاطر گردد » يعنى عافيت در دنيا « و اگر فتنه اى به او رسد » يعنى بلائى در جان ومالش « روباز گرداند » ( يعنى ) به شك خود بسوى شرك باز گردد « زيانكار است در دنيا و آخرت اينست آن زيان آشكار ، ميخواند جز خدا آنچه را نه زيانش رساند و نه سودش دهد » ( سورهء حج آيه 12 ) فرمود : بشرك برگردد وجز خدا را بخواند وجز او را پرستش كند ، پس برخى از آنها كسانى هستند كه ميفهمند و ايمان در دلشان وارد گردد ، پس ايمان آورد وباور كند و از سر منزل شك بمقام ايمان در آيد ، ( دستهء ديگر ) آنهايند كه بر شك خود پابرجايند و ( دستهء سوم ) آنهايند كه بشرك برگردند .
وعلى بن ابراهيم نيز مانند اين خبر را از زراره حديث كرده است .
باب كمتر چيزى كه بنده بسبب آن مؤمن شود و يا كافر و يا گمراه گردد
1 - سليم بن قيس گويد : شنيدم على عليه السّلام ميفرمود : - ( و اين هنگامى بود ) كه مردى نزد آن