تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
الفت دهد تا اسلام آنها نيكو شود ، و بر اين دين كه بدان در آمده اند وبدان اعتراف كرده اند پا برجا شوند ، وهمانا رسول خدا ( ص ) در جريان جنگ حنين به همين وسيله از رؤساى عرب از قريش و ساير قبايل مضر دلجوئى كرد ، و از آن جمله ابو سفيان بن حرب وعيينة بن حصين فزارى بودند ، پس انصار ( از اين جريان ) خشمگين شدند ونزد سعد بن عباده ( رئيس انصار ) گرد آمدند ، وسعد آنها را در جعرانة ( كه محلى ميان مكه و مدينه بود ) خدمت پيغمبر ( ص ) آورد وعرضكرد : اى رسول خدا اجازهء سخن به من مىدهيد ؟ فرمود : آرى ، پس عرضكرد : اگر اين كار ( كه انجام دادى ) يعنى اين اموال كه ميان قوم خود قسمت كردى كارى بود كه خداوند دستور داده بود ما رضايت داديم ، و اگر نه اينست ما رضايت ندهيم ؟ زراره گويد : شنيدم از حضرت باقر عليه السّلام كه فرمود : پس رسول خدا ( ص ) فرمود : اى گروه انصار آيا همهء شما با گفتار بزرگ ( ورئيستان ) سعد هم آهنگ هستند ؟ گفتند : بزرگ و سيد ما خدا ورسول اوست ، ( و تا سه مرتبه اين پرسش و جواب تكرار شد ) و در مرتبهء سوم گفتند : ما هم برأى وقول او هستيم ( و همان را گوئيم كه او گفت ) زراره گويد : شنيدم حضرت باقر عليه السّلام مىفرمود : پس خداوند نور ايمان آنها را ( براى اين حرفشان ) تنزل داد ، و براى « مؤلفة قلوبهم » در قرآن سهمى مقرر داشت . شرح - حنين نام درهء وسيعى است ميان مكه وطائف كه در آنجا در سال هشت هجرى ميان لشكر اسلام وقبيلهء هوازن وثقيف كه مردمانى مشرك وجنگجو بودند جنگى واقع شد و آن جنگ را بنام آن مكان جنگ حنين ناميدند ، و در آغاز جنگ لشكر اسلام بواسطهء دليرى وشهامت دشمن گريختند ، وبيارى خداوند باز گشتند ودشمن رو بفرار نهاده باوطاس وطائف وبطن نخله گريختند مسلمانان از پى هزيمتشدگان رفته و پس از جنگ وگريزهاى مختصرى مسلمين اموال زيادى از آنان بغنيمت گرفتند و از مردان و زنان وكودكان آنها شش هزار نفر باسيرى بردند و در ميان اسيران شيماء دختر حليمه ( و خواهر رضاعى رسول خدا ( ص ) بود كه آن حضرت ومسلمانان بيشتر آن اسيران را بسبب وساطت شيماء آزاد كردند و اموال را تقسيم كردند .