شهوت خود را تعديل نكند در پليديها فرو رود ، ( 1 ) و هر كه سركشى كند بدون برهان و از روى عمد خود را گمراه كند .
وسهل انگارى بر چهار شعبه است : بر فريب ( خوردن برحمت حق سبحانه وغفلت از شيطان ) ، وآرزو ، وترس وبيم ( از غير خدا ) وامروز وفردا كردن ، و اين براى آنست كه ترس وبيم ( از غير خدا ) راه حق را ببندد ، وامروز وفردا كردن موجب كوتاهى در عمل گردد تا ( آنگاه كه ) مرگ او برسد ، و اگر آرزو نباشد ( شخص ) به حساب خود برسد ، و اگر حساب كار خود را بداند از هراس وترس بمرگ ناگهانى بميرد ، ( و فريب رحمت حق خوردن ) دست انسان را از عمل كوتاه كند .
مجلسى ( ره ) در شرح « حسب ما هو فيه . . . » گويد
: « حسب » بتحريك به معناى رسيدن به حساب واندازه و شماره و آنچه در آنست از عمر و عمل و اين اشاره است بگفتار پيغمبر ( ص ) كه فرمود : به حساب خودتان برسيد پيش از آنكه به حساب شما برسند ، تا آنكه گويد : و حاصل اينكه اگر آرزو وغفلتى كه لازمه اوست در كار نبود به حساب عمر خود و آنچه از آن صرف كرده و گناهانى كه كسب كرده ميرسيد ، وميانديشيد كه ممكن است به زودى مرگش فرا رسد و دست خالى از عمل وتوشه بآخرت رود ، و در باره سختيهاى مرگ وهراسهاى پس از آن ودشواريهاى قيامت وكيفرهاى سختى كه در انتظار اوست انديشه وتفكر ميكرد ، حقش اين بود كه از ترس ودهشت فجأه كند وناگهان بميرد چنانچه همام آنگاه كه اوصاف مؤمنين را شنيد ناگهان ( به روى زمين افتاد ) وجان داد ، و اين آرزو است كه انسان را از تمام اين افكار وانديشه ها باز دارد ، و از اينجا روشن شود كه در مقدارى از آرزو وغفلت حكمت نظام نوع انسان و بقاء عالم نهفته است ولى زياده روى در آن موجب شقاوت - در آخرت گردد ، برگرديم بدنباله حديث كه امير المؤمنين عليه السلام فرمود : ) .
وخشمورزى بر چهار شعبه است ، بر كبر ، وفخر ( كردن بحسب و نسبت و غير اينها ) . وحميت ( يعنى ) نخوت و ) غيرت ، وتعصب ( كه هر دوى اينها دنبالهء كبر است ) ، پس هر كه كبر ورزد به حق پشت كند ، و هر كه فخر كند ( و بر خود بنازد ) نافرمانى كرده ( يا دروغ گفته و خلاف كرده ) و هر كه حميت كشد بگناهان اصرار ورزد ( و بواسطه حميت بنظائر فحاشى وآدمكشى وجنايات ديگر دچار گردد ) و هر كه تعصب او را فرا گيرد ستم كند ( يا از راه راست منحرف شود ) ، پس چه بد چيز است خشمورزى كه ميان پشت كردن به حق ونافرمانى واصرار بر گناه وانحراف از راه راست قرار گرفته است . ( اين معنى بنا بر توضيحى است كه آخر حديث بيايد ) .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٠٨