تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
باينكه كلمهء « على » در جملهء * ( « على الصراط » به معناى « عن » باشد ، ومقصود از « صراط » هم معناى لغوى آن باشد ، اما بنا بر احتمال ديگر كه « على » به معناى حقيقى آن و « صراط » هم مقصود صراط در قيامت باشد معنى چنين است « پس بد وضعى است وضعى كه ميان پشت كردن حق ونافرمانى واصرار بگناه و ستم است هنگام عبور از صراط » ولى معناى اول ظاهرتر است واحتياج آن بارتكاب خلاف ظاهر وتصرفات در عبارت كمتر از دومى است . و ديگر در مورد صفاتى كه امير المؤمنين عليه السّلام در باره نفاق ومنافق بيان فرمود ، مجلسى عليه الرحمه از بعضى نقل كند كه گفته اند ، احاديث اين باب دلالت دارد بر اينكه مؤمن كميابتر است از كبريت احمر زيرا هيچ يك از علماء وصالحين نيستند كه گرفتار برخى از اين صفات ( كه حضرت براى نفاق ومنافق بيان فرمود ) نباشند تا چه رسد به ديگران ، و روى اين جهت تأويلاتى از دانشمندان براى حديث ذكر فرموده كه بازگشت جملگى آنها باينست كه هر كس اين گناهان را مرتكب شود از روى بىاعتنائى بدين و اين كار عادت او گردد او از دين خارج گشته و در زمرهء منافقين صدر اسلام در آيد ، ولى اگر گاهى پاره اى از آنها از بعضى از مؤمنين بواسطهء غلبهء شهوت وهواى نفس سر زد موجب خروج از دين نگشته گر چه در اسم با منافقين مشاركت دارد . و در جملهء « تعالى ذكره » گويد : يعنى از نقائص يا از اينكه مانند ذكر مخلوق باشد ، يا از اينكه كسى آن طور كه شايد ذكرش كند . وتأييد وجه دوم است آنچه در دعاء آمده « تعالى ذكرك عن المذكورين » . و « جل وجهه » گويد : يعنى ذات او اجل است از اينكه بكنهش برسند ، يا مقصود از وجه انبياء وحجتهاى اويند ، و يا دين او است . و در « وانبسطت يداه » گويد : اشاره است بگفتار خداى تعالى ( در سورهء مائده آيه 64 ) « ويهود گفتند دست خدا بسته است ، بسته با دستهاى آنان ولعنت بر آنها باد بدان چه گفتند بلكه دستهاى او باز است مىبخشد هر گونه بخواهد » و گفته اند : اينكه « يد » را تثنيه آورد ، و دو دست فرمود براى مبالغه در رد يهود ونفى بخل از خداى تعالى و براى اثبات غايت جود - است ، زيرا نهايت سخاوت براى سخى باينست كه با هر دو دست بخشش كند . طبرسى ( ره ) گويد : لفظ « يد » در لغت بر پنج وجه آمده است : ( 1 ) عضو بدن ( 2 ) نعمت ( 3 ) قوت ( 4 ) ملك وسلطنت ( 5 ) براى اسناد فعل بفاعل . سپس گفته است ، و چون شخص سخاوتمند بدست بخشد وشخص بخيل دستش را از بخشش نگهدارد جود وبخل را بدست نسبت داده اند ، وبشخص سخاوتمند گويند : دست باز ، و به بخيل گويند : دست بسته . . . تا آنجا كه خود مجلسى ( ره ) گويد ومحتمل است كه دو دست در اينجا كنايه از نعمت وبلا باشد . . . و در « ظهر أمره » گويد : يعنى وجود وعلم وقدرت وحكمتش بسبب آنچه در آفاق وانفس آشكار