مجلس نشسته بود ( با وجود آنكه از پدرش چنين سخنى شنيد ، بعد از وفات پدر مخالفت كرد و دعوى امامت نمود ) .
7 - عيسى بن عبد الله گويد : به امام صادق عليه السلام عرضكردم : اگر پيش آمدى كند - كه خدا آن را به من ننمايد - ( يعنى اگر خداى ناخواسته شما وفات كنيد ) من بكه اقتدا كنم ؟ حضرت اشاره بپسرش موسى كرد . عرضكردم : اگر براى موسى پيش آمدى كند ، بكه اقتدا كنم ؟ فرمود : بفرزندش ، عرض كردم : اگر براى فرزندش پيش آمدى كند و برادر بزرگتر و پسر كوچكترى از خود باقى گذارد ، بكه اقتدا كنم ؟ فرمود : بفرزندش ، سپس فرمود : همچنين هميشه ( پسر كوچك امام ، بر برادر بزرگتر امام مقدم است ) عرضكردم : اگر امام را نشناختم و جاى او را ندانستم چه كنم ؟ فرمود : ميگوئى خدايا ! من پيرو و دوستدار آن حجت زنده تو هستم كه از فرزندان امام گذشته است ، همين ترا كافيست - ان شاء الله - .
8 - مفضل بن عمر گويد : امام صادق عليه السلام از ابو الحسن موسى عليه السلام ياد كرد - و او در آن روز كودكى بود - و فرمود : اينست همان مولودى كه در خاندان ما ، مولودى پر بركتتر از او براى شيعيان ما به دنيا نيامده است ، سپس به من فرمود : باسماعيل جفا مكن ( زيرا اگر چه او امام نيست ، اما برادر بزرگتر امامست و يا مقصود اينست كه : مبادا او را با دعاى امامت وادار كنى ) .
9 - فيض بن مختار در ضمن حديثى طولانى كه راجع بامر امامت ابو الحسن عليه السلام است باينجا ميرسد كه : امام صادق عليه السلام به او فرمود : اينست همان صاحب اختيار تو كه در باره او پرسيدى ، نزد او برو
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 84
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٤