بعد از شما كه را داريم ؟ پس ابو ابراهيم بر آن حضرت وارد شد و او در آن روز كودك بود ، امام فرمود :
اينست صاحب شما ، دامنش را بگير .
2 - معاذ بن كثير گويد : به امام صادق عليه السلام عرضكردم : از خدائى كه اين مقام را بشما روزى كرده ميخواهم كه تا پيش از وفات شما مانند آن را بنسل شما هم روزى كند . فرمود : خدا اين كار را كرده است عرضكردم : قربانت گردم ، او كيست ؟ اشاره بعبد الصالح كرد كه خوابيده بود و فرمود اين خوابيده - و او در آن زمان كودك بود .
3 - ابن حجاج گويد : در سالى كه ابو الحسن ماضى ( امام هفتم ) عليه السلام را گرفتند ، بعبد الرحمن گفتم : اين مرد ( امام هفتم عليه السلام ) بدست اين مرد ( هارون ) افتاد و نميدانم عاقبت كارش بكجا انجامد آيا نسبت بيكى از اولادش به تو خبرى رسيده است ؟ به من گفت : من گمان نميكردم كسى اين مسأله را از من بپرسد ، من به منزل جعفر بن محمد رفتم ، او در فلان اتاق خانه در محل نمازش بود و دعا ميكرد و موسى بن جعفر طرف راستش بود و آمين ميگفت ، به حضرت عرضكردم : خدا مرا قربانت كند : ميدانيد كه من تنها بشما گرويدهام و در خدمت شما بودهام ، بفرمائيد صاحب اختيار مردم بعد از شما كيست ؟ فرمود : موسى آن زره را پوشيد و بقامتش راست آمد ، به حضرت عرض كردم : بعد از اين ديگر به چيزى احتياج ندارم ( همين سخن مرا كافيست ) .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 82
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٢