پرورده 13 - دوست 14 - ناصر و ياور . اما مسلم است كه قرائن حال و مقام اقتضا مىكند كه هيچ يك از آن معانى جز معنى اول مقصود پيغمبر اكرم صلَّى الله عليه و آله نبوده است ، زيرا نسبت بمعنى دوم و سوم و چهارم پيداست كه پيغمبر صلَّى الله عليه و آله بنده و آزاد شده و هم قسم كسى نبوده است تا در آن موقع حساس بفرمايد : هر كس من هم قسم او بودهام ، على هم قسم اوست . و اما 8 معنى ديگر ( آزادكننده ، مالك ، همسايه ، داماد ، جلو ، دنبال ، پسر عمو ، نعمت پرورده ) بسيار واضحست كه اراده آنها توضيح واضحات و بلكه سخنى است بيهوده و خنده آور كه از هيچ عاقلى صادر نميشود ، مگر ممكن است انسان عاقل مردم را در شدت گرما وسط بيابان گرد آورد و بگويد : هر كس من همسايه او هستم على همسايه اوست يا آنكه هر كس را كه من پسر عمو هستم ، على هم پسر عمويش هست ، باقى ميماند معنى دوست و ياور كه بيشتر عامه به آن تمسك كردهاند . ولى بر هيچ خردمندى پوشيده نيست كه براى بيان اين معنى پيغمبر صلَّى الله عليه و آله بايد بعلى عليه السلام سفارش كند كه هر كس را من دوست ميداشتم و يارى ميكردم تو هم دوست داشته باش و يارى كن ، نه آنكه مردم را گرد آورد و به آنها چنين سخنى بگويد و اگر بگوئيد مقصود ياورى امراء است از رعايا و جلب دوستى رعايا نسبت بامرا ، در اين صورت دليل بر گفتهء ما و امامت و خلافت آن حضرتست و نيز ميگوئيم : هر گاه سلطانى رعيت خود را نزديك وفاتش جمع كند و دست يكى از خويشان و نزديكانش را بگيرد و بگويد : هر كرا من دوست و ياورش بودهام ، اين شخص دوست و ياور اوست ، با توجه باينكه چنين سخنى را در باره ديگرى نگفته و براى جانشينى خودش هم هنوز كسى را انتخاب نكرده است ، هر كسى از اين بيان معنى جانشينى و خلافت و ترغيب رعيت را بامتثال فرمان و دوستى او ميفهمد .
دوم - در روايات بسيارى كه عامه و خاصه نقل كردهاند چنانست كه : پيغمبر صلَّى الله عليه و آله پيش از آنكه آن جمله را در باره على بفرمايد ، فرمود : * ( أ لست اولى بكم من أنفسكم ) * ؟ « من نسبت بشما از خود شما أولى نيستم ؟ » همه گفتند : چرا ، سپس فرمود : هر كه را من مولاى او هستم على مولاى اوست و بسيار روشن است كه آن اولويتى را كه ابتداء از مردم ، براى خود اقرار گرفته است ، همان اولويت و سرپرستى و صاحب اختيارى است كه در جمله بعد براى على عليه السلام ثابت مىكند .
سوم - كلمه « مولى » در معنى « اولى به تصرف » حقيقت است و معانى ديگر از فروع اين معنى است و محتاج باضافه قيدى ديگر است و نيز محتاج بعنايت و قرينه است ، زيرا مالك را مولى گويند ، چون نسبت بمملوك اولويت دارد و مملوك را مولى گويند . چون باطاعت مالك اولى است و همچنين همسايه و هم قسم را مولى گويند چون آنها به يارى هم قسم و همسايه خويش اولويت دارند و همچنين نسبت بمعانى ديگر
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 44
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٤