تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
روز غدير آن حضرتست كه از بزرگترين ادله امامت و خلافت امير المؤمنين عليه السلام بشمار مىآيد . علامه مجلسى ( ره ) در اينجا توضيح مفصّلى در اين باره مىدهد كه ما خلاصه و عصاره آن را ذكر مىكنيم : استدلال بخبر غدير براى امامت آن حضرت به دو مطلب توقف دارد . 1 - اثبات اصل خبر و صدور آن كلمات از پيغمبر ( ص ) 2 - اثبات دلالت آن بر امامت و خلافت آن حضرت : در قسمت اول گمان ندارم هيچ خردمندى در ثبوت و تواتر اين خبر شك و ترديد كند ، تا آنجا كه ابن جزرى شافعى در رساله « اسنى المطالب » خود متواتر بودن اين حديث را ثابت كرده و منكرش را جاهل و متعصب ناميده است ، و دانشمندان بزرگ عامه مانند ابن اثير در جامع الاصول و بغوى در مصابيح و ابن حجر در فتح البارى ، از صحيح ترمذى بسندهاى خود از زيد بن ارقم نقل كرده‌اند . سيد مرتضى در كتاب شافى گويد : صدور اصل خبر غدير ظاهر و معلومست مانند غزوات پيغمبر و اصل قضيه حجة الوداع و احوال معروف آن حضرت و دليل ديگر بر صحت اين خبر اجماع شيعه و سنى است بر نقل آن ، چه آنكه اعتراض و اشكال عامه بر دلالت اين خبر دليل تصديق بصدور آنست و دليل ديگرش اخبار متظافرى است كه احتجاج امير المؤمنين عليه السلام را در شورى بيان مىكند ، كه آن حضرت در شورى فرمود : « شما را به خدا در ميان شما جز من كسى هست كه پيغمبر صلَّى الله عليه و آله دست او را گرفته و گفته باشد : * ( من كنت مولاه فهذا مولاه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ) * . همه گفتند : نه ، به خدا ، و چون آن مردم مشهور و معروف شورى اعتراف كردند و ديگرانى هم كه بعدا آن خبر را شنيدند ، انكار نكردند با وجود اينكه مىدانيم بسيار مىخواستند اگر آن سخن دروغ باشد ، انكار كنند ، موجب يقين به صحت آن خبر مىگردد . و اما در مقام دوم كه مقام اثبات دلالت اين خبر است بر امامت ، چون بعضى از متعصبين عامه كه نتوانسته‌اند اصل خبر را انكار كنند گفته‌اند : كلمه « مولى » در سخن پيغمبر صلَّى الله عليه و آله معنى امامت و ولايت را نمىفهماند ، بدين جهت علماء ما رضوان الله عليهم اجمعين از چند راه اين شبهه را حل كرده و توضيح داده‌اند . اول - طريقه ايست كه گويا شيخ صدوق عليه الرحمه مبتكر آن بوده و در معانى الاخبار و خصالش بيان كرده است ، و آن طريقه اينست كه : كلمه « مولى » در لغت عربى علاوه بر اينكه در معنى صاحب اختيار و سر پرست و أولى به تصرف استعمال مىشود ، بمعانى ديگرى هم به كار ميرود : 2 - بنده ، 3 - آزاد شده 4 - هم سوگند 5 - آزادكننده 6 - مالك 7 - همسايه 8 - داماد 9 - جلو 10 - دنبال 11 - پسر عمو 12 - نعمت
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 43 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى