كه بوسيله آن آنچه اهل هر شهر انجام دهند ببيند .
5 - اسحاق بن جعفر گويد : شنيدم پدرم ( امام صادق عليه السلام ) ميفرمود : هنگامى كه مادران ائمه به آنها باردار شوند ، سستى مانند بيهوشى ايشان را فرا گيرد كه اگر در روز باشد يك روز و اگر در شب باشد يك شب در آن حال بسر برد ، سپس در خواب بيند كه مردى او را بپسرى دانا و بردبار مژده ميدهد ، او از آن مژده مسرور گردد و از خواب بيدار شود ، و از طرف راستش از جانب خانه صدائى شنود كه گويد : بخير آبستن شدى و بسوى خير بگرائى ، و با خير آمدى [ خير آوردى ] مژده باد ترا بپسرى بردبار و دانا ، و در تن خود احساس سبكى كند و پس از آن از پهلوها و شكمش ناراحتى نبيند .
و چون ماه نهم شود در خانه ، آواز بلندى [ صداى حركتى ] بگوشش رسد و چون شب زائيدنش فرا رسد ، در خانه نورى ظاهر شود كه جز او و پدرش آن را نبينند ( چنان كه پيغمبر صلَّى الله عليه و آله فرشته را ميبيند و ديگران نميبينند ) و چون او را بزايد نشسته باشد ( نه آنكه با سر فرود آيد ) و برايش گشايش شود تا چهار زانو بيرون آيد و پس از اينكه روى زمين قرار گيرد ، بچرخد تا قبله بهر طرف باشد ، از آن منحرف نشود ، سپس سه بار عطسه كند و با انگشت به حمد خدا اشاره كند ( چنان كه مستحب است پس از عطسه انگشت را سر بينى گذاشته حمد خدا گويند ) و ناف بريده و ختنه شده باشد و دندانهاى رباعيش از بالا و پائين و دو دندان نيش و دو دندان ضاحكه اش برآمده باشد ( گويا نبودن دندانهاى ديگر براى اينست كه پستان مادر را آزرده نكند ) و در مقابلش نورى مانند شمش طلا بدرخشد و تا يك شبانه روز از دو دستش
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٣٠