آمد و به او آشامانيد آنچه را به آنها آشامانيد و دستورش داد آنچه به آنها دستور داد ، پدرم برخاست و نزديكى كرد و نطفه من بسته شد ، و چون شبى كه نطفه پسرم بسته شد فرا رسيد ، شخصى نزد من آمد چنان كه نزد آنها آمد و با من همان رفتار كرد كه با آنها كرد ، پس من بسم خدا برخاستم و از آنچه خدايم ميبخشد شادمان بودم ، و نزديكى كردم و نطفه پسرم همين مولود بسته شد ، متوجهش باشيد كه او به خدا پس از من صاحب شماست .
همانا نطفه امام از نوشابه ايست كه به تو خبر دادم و چون آن نطفه چهار ماه در زهدان جايگزين باشد و روح در آن ايجاد شود ، خداى تبارك و تعالى فرشته ئى كه نامش حيوانست برانگيزد تا بر بازوى راستش نويسد « كلمه پروردگارت با راستى و عدالت پايان يافت ، كلمات خدا را دگرگونكننده ئى نيست و او شنوا و داناست » ( مقصود از كلمه همان امام است ) .
و چون از شكم مادرش فرود آيد ، دستهايش را بر زمين گذارد و سرش را به آسمان بلند كند ، اما دست به زمين گذاردنش ، رمز اينست كه : هر علمى را كه خدا از آسمان به زمين فرستد ، او دريافت كند و اما سر به آسمان برداشتنش براى اينست كه : ندا دهنده ئى از درون عرش ، از جانب پروردگار عزت و از افق اعلى او را بنام خود و نام پدرش صدا زند و بگويد : اى فلان بن فلان ثابت باش تا برجا بمانى ( در تمام گفتار و كردارت از روى علم و بصيرت بر حق ثابت باش تا امامتت ثابت شود ) .
براى عظمت خلقتت تو برگزيده از ميان خلق منى و محل راز و صندوق علم و امين وحى و خليفه روى زمين من هستى ، براى تو و هر كه از تو پيروى كند ، رحمتم را واجب كردم و بهشتم را بخشيدم و در جوار
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٢٧