تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
فرمود : همانا على ( بن ابى طالب ) عليه السلام عالم ( امام ) بود و علم به ارث ميرسد ، و هيچ عالمى نميرد جز اينكه پس از وى كسى باشد كه مانند علم او يا آنچه خدا خواهد ( كمتر يا زيادتر ) بداند ، عرضكردم براى مردم رواست كه چون امامى بميرد ، امام بعد از او را نشناسد ؟ فرمود : اما براى اهل اين شهر - يعنى مدينه - روا نيست ( زيرا بايد فورا سؤال كنند و وصى امام را بشناسند ) و نسبت بشهرهاى ديگر معذوريت آنها به اندازه رسيد نشان تا مدينه است ، همانا خدا ميفرمايد : « همهء مؤمنين نتوانند كوچ كنند ، پس چرا از هر گروه ايشان دسته اى سفر نكنند تا در امر دين دانش اندوزند و چون بازگشتند ، قوم خويش را بيم دهند شايد آنها بترسند - 122 سوره 9 - » عرضكردم : بفرمائيد اگر كسى در اين راه بميرد ، چه مىشود ؟ فرمود : او بمنزله كسى است كه براى مهاجرت بسوى خدا و رسولش از منزلش بيرون شده ، سپس مرگش فرا رسد كه پاداش او بر خداست . عرضكردم : وقتى وارد مدينه شدند ، بچه دليل امام خود را ميشناسند ؟ فرمود : به امام آرامش و وقار و هيبت عطا شود ( يعنى امام را ميبينند كه اطمينان قلب و عدم شك و تزلزل در گفتار و رفتار و وجناتش هويداست ) .

زمانى كه امام ميفهمد امر امامت به او رسيده است

1 - ابو جرير قمى گويد : به حضرت ابو الحسن ( امام رضا ) عليه السلام عرضكردم : قربانت : شما دانسته‌ايد كه من از همه بريده و تنها بپدرت و سپس بخودت گرويده‌ايم ، آنگاه برايش سوگند ياد كردم و گفتم : - به حق رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و حق فلان و فلان ( على و حسن و حسين ) تا به خودش رسيدم - كه
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 215 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى