است و يا آنكه در زمان صدورش قرائن و شواهد معلوم و روشنى نزد امام و مخاطب وجود داشته كه معنى آن براى عموم روشن بوده است و سپس بمرور زمان آن قرائن از ميان رفته و لذا فهميدنش براى زمان ما دشوار و متعسر گشته است .
2 - عبد الرحمن بن كثير گويد : خدمت امام صادق عليه السلام نشسته بودم كه مهزم وارد شد و عرض كرد : قربانت : به من خبر دهيد : اين امرى كه در انتظارش هستيم كى واقع مىشود ؟ فرمود : اى مهزم ! دروغ گفتند وقتگذاران و هلاك شدند شتابكنندگان و نجات يافتند تسليمشوندگان .
شرح - ظهور امام زمان عليه السلام از جمله اموريست كه وقتش معلوم نيست لذا در اين روايت تصريح شده است كه كسانى كه براى آن وقت معين كنند دروغگويند . و كسانى كه در بارهء ظهور آن حضرت شتاب زده شوند يعنى به خدا اعتراض و اشكال كنند كه چرا آن حضرت را ظاهر نميكند ، خدا را نشناخته و بقضاء و قدر او راضى نگشته و در نتيجه بشقاوت و هلاكت رسيدهاند . و اما انتظار فرج و دعا كردن براى ظهور آن حضرت و در عين حال راضى بودن بخواست و قضاء خدا و تسليم در برابر فرمانش مقتضاى عبوديت و بندگى و محبوب خداى متعال و موجب نجاتست .
3 - ابو بصير گويد : از امام صادق عليه السلام راجع بقائم عليه السلام پرسيدم ، فرمود : وقتگذاران دروغگويند ، ما خانواده ئى هستيم كه تعيين وقت نكنيم .
4 - احمد باسناد خود گويد : آن حضرت فرمود : خدا نخواهد جز آنكه با وقتى كه وقتگذاران تعيين كنند مخالفت كند ( پس هر كه براى ظهور آن حضرت وقتى معين كند ، واقع و حقيقت و زمانى كه خدا آن حضرت را ظاهر كند بر خلاف آنست ) .
5 - فضيل بن يسار گويد : به امام باقر عليه السلام عرضكردم : براى اين امر وقتى هست ؟ فرمود وقتگذاران دروغ گويند ، وقتگذاران دروغ گويند ، وقتگذاران دروغ گويند . همانا موسى عليه
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٩١