هر چه طلب شود ، بدست آيد ( پس همراهى اين روح با پيغمبر و امامان فضلى است از خداى تعالى كه بهر كس خواهد عطا كند ، و با طلب و كوشش بدست نيايد ) .
شرح - در باره روحى كه در اين آيه ، مورد سؤال واقع شده اختلافست يك قول اينست كه يهود در كتاب تورات خود ديده بودند كه از پيغمبر ( ص ) در باره هر چه بپرسند جوابگويد ، ولى در باره روح كه سؤال كنند ، جواب نگويد ، لذا آنها بقريش گفتند : شما از محمد در باره روح بپرسيد ، اگر جواب صريح داد ، بدانيد كه او پيغمبر نيست و اگر به خدا واگذار كرد ، او پيغمبر است .
5 - ابو حمزه گويد : از امام صادق عليه السلام راجع بعلم امام پرسيدم ، كه آيا امام آن علم را از دهان رجال علم فرا ميگيرد يا آنكه نزد شما كتابيست كه آن را ميخوانيد و فرا ميگيريد ؟ فرمود : اين مطلب از آنچه تو گفتى بزرگتر و استوارتر است ، مگر نشنيده ئى قول خداى عز و جل را : « و همچنين روحى از امر خود به تو وحى كرديم ، و تو نميدانستى كه كتاب و ايمان چيست - 52 سوره 42 - » .
سپس فرمود : اصحاب شما در باره اين آيه چه ميگويند ؟ آيا اقرار دارند كه پيغمبر صلَّى الله عليه و آله در حالى بود كه كتاب و ايمان نمىدانست ؟ عرضكردم : قربانت گردم ، نميدانم چه ميگويند فرمود : آرى در حالى بسر ميبرد كه نميدانست كتاب و ايمان چيست ، تا آنكه خداى تعالى روحى را كه در كتابش ذكر مىكند مبعوث كرد ، و چون آن را بسوى او وحى فرمود : بسبب آن علم و فهم آموخت ، و آن همان روحست كه خداى تعالى بهر كه خواهد عطا كند ، و چون آن را به بنده ئى عطا فرمايد ، به او فهم آموزد .
6 - سعد اسكاف ( كفاش ) گويد : مردى خدمت امير المؤمنين عليه السلام آمد و در باره روح پرسيد كه آيا او
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 19
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٩