تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
آنجا پائين آمد و نزد فلانه زن فلان مرد از اهل آن كوه كه گوسفندان او را در آنجا ميچرانيد آمد ، چيزى خوراكى به او داد و با او نزديكى كرد و آن فلان زائيده شد و فلان بن فلان ( كه تو ميگوئى جد منست ) از همان زن و همان مرد پسر فلان ( چوپان كرد ) است ، سپس فرمود . اين نامها را ميشناسى ؟ گفتم : نه به خدا قربانت گردم ، اگر صلاح ميدانيد از اين موضوع درگذريم ، فرمود : تو سر سخن را باز كردى من هم دنبالش را گفتم ، عرضكردم : من صرف نظر كردم . فرمود ما هم صرف نظر كرديم ، بپرس از آنچه براى آن اينجا آمده ئى . عرضكردم : مرديكه بزنش بگويد : « تو طلاق داده ئى به شماره ستاره هاى آسمان » حكمش چيست ؟ فرمود : واى بر تو ، مگر سوره طلاق را نخوانده ئى ؟ گفتم : چرا ، فرمود : بخوان ، من خواندم : « زنان را وقتى كه عده توانند داشت طلاق دهيد - 1 سوره 65 - » فرمود : در اين آيه ستاره هاى آسمان ميبينى ؟ عرضكردم نه ، بفرمائيد حكم مردى را كه بزنش بگويد ، « تو طلاق داده ئى سه بار » فرمود : بكتاب خدا و سنت پيغمبرش برميگردد ( يعنى يك طلاق به حساب مىآيد ) سپس فرمود : هيچ طلاقى درست نيست ، مگر در حال پاكى زن كه با او نزديكى نشده و دو شاهد عادل حاضر باشند ، من با خود گفتم : اين يكى ( كه درست فرمود ) سپس فرمود : بپرس . عرضكردم : در باره مسح كشيدن روى موزه چه ميفرمائيد ؟ حضرت لبخندى زد و فرمود : چون روز قيامت شود و خدا هر چيزى را باصلش برگرداند و پوست ( روى موزه ) را بگوسفندانش برگرداند ، عقيده دارى كسانى كه روى موزه مسح كنند ، وضويشان بكجا ميرود ؟ ( يعنى كسانى كه روى پوست پا مسح كنند ، وضوء آنها باقى ميماند و پاداشش را ميگيرند ولى آنها كه روى موزه مسح كرده‌اند ، اثرى از عملشان
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 159 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى