برخى ديگر از اين روايات متضمن پيشگوئيها و علوم غيبى است كه حدس و نظر افراد بشر هر چند تيز و دوربين باشد به آن نميرسد و از طرفى هم بسر حد علوم غيبى كه مختص خداى تعالى است نميرسد . اين موضوع را هم ما ذيل حديث 659 و 668 جلد اول تا حدى تشريح كرديم .
1 - امام صادق عليه السلام فرمود : طلحه و زبير مردى از طايفه عبد القيس را كه خداش ( بر وزن كتاب ) نام داشت خدمت امير المؤمنين صلوات الله عليه فرستادند و به او گفتند : ما ترا بسوى مردى ميفرستيم كه خود او و خاندانش را از دير زمان بجادوگرى و غيبگوئى ميشناسيم و در ميان اطرافيان ما ، تو از خود ما هم بيشتر مورد اعتمادى كه آن را از او نپذيرى و با او مخاصمه كنى تا حقيقت امر بر تو معلوم گردد [ تا حق را به او بفهمانى ] و بدان كه ادعاى او از همه مردم بيشتر است ، مبادا ادعاى او به تو شكستى وارد كند . و از جمله راههائى كه مردم را با آن گول مىزند ، آوردن خوردنى و نوشيدنى و عسل و روغن و خلوت كردن با مردمست ، پس طعامش را نخور و شرابش را مياشام و بعسل و روغنش دست نزن و با او در خلوت منشين ، از همه اينها برحذر باش و به يارى خدا حركت كن و چون چشمت به او افتاد آيه سخره ( 54 سوره 7 ) را بخوان و از نيرنگ او و نيرنگ شيطان به خدا پناه بر ، و چون حضورش نشستى ، تمام نگاهت را به او متوجه مكن و با او انس مگير .
آنگاه به او بگو : همانا دو برادر دينى و دو پسر عموى نسبيت ترا سوگند ميدهند كه قطع رحم نكنى [ ترا بقطع رحم سوگند ميدهند ] و به تو ميگويند : مگر تو نميدانى كه ما از روزى كه خدا محمد صلَّى الله عليه و آله را قبض روح كرد ، بخاطر تو مردم را رها كرديم و با فاميل خود مخالفت نموديم ( يعنى بخاطر تو با
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٤٦