پسر جان « 1 » ناچار صاحب الامر غيبتى كند كه معتقدين بامامت هم از آن برگردند ، همانا امر غيبت يك آزمايشى است از جانب خداى عز و جل كه خلقش را بوسيله آن بيازمايد ، اگر پدران و اجداد شما ( امامان و پيغمبران پيشين ) دينى درستتر از اين دين سراغ داشتند ، از آن پيروى ميكردند ( پس اگر ديگران بواسطه طول غيبت امام از دين برگشتند شما ثابت و پا برجا باشيد ) من عرضكردم : آقاى من ! پنجمين فرزند هفتمين كيست ؟ فرمود . پسر جان ! عقل شما از درك آن كوچكتر و مغز شما از گنجايش آن تنگتر است ولى اگر زنده باشيد بدان خواهيد رسيد .
3 - مفضل بن عمر گويد : شنيدم امام صادق عليه السلام ميفرمود : بپرهيزيد از شهرت دادن و فاش كردن ( خصوصيات امر امام دوازدهم عليه السلام ) همانا به خدا كه امام شما سالهاى سال از روزگار اين جهان غايب شود و هر آينه شما در فشار آزمايش قرار گيريد تا آنجا كه بگويند : امام مرد ، كشته شد ، بكدام دره افتاد ولى ديدهء اهل ايمان بر او اشك بارد ، و شما مانند كشتيهاى گرفتار امواج دريا متزلزل و سرنگون شويد ، و نجات و خلاصى نيست ، جز براى كسى كه خدا از او پيمان گرفته و ايمان را در دلش ثبت كرده و بوسيله روحى از جانب خود تقويتش نموده ، همانا دوازده پرچم مشتبه برافراشته گردد كه هيچ يك از ديگرى تشخيص داده نشود ( حق از باطل شناخته نشود ) .
مفضل گويد : من گريستم و عرضكردم : پس ما چه كنيم ؟ حضرت بشعاعى از خورشيد كه در ايوان تابيده بود اشاره كرد و فرمود : اى ابا عبد الله : اين آفتاب را ميبينى ؟ عرضكردم : آرى ، فرمود : به خدا امر ما از اين آفتاب روشنتر است ( يعنى علوم و معجزات و اخلاق و كمالات امام زمان عليه السلام براى راهنمائى مردم
هامش
« 1 » در عرب رسم است كه ببرادر كوچكتر از نظر تلطف و مهربانى بنى ( پسر جان ) ميگويند و ممكن است خطاب به همه فرزندانش در حضور برادرش بوده باشد .