بودند - رو به فزونى نهاد و طمع آنان در حمله به كاروان حج بيشتر شد . از طرفى ، خطر قرامطه نيز افزايش يافته بود . آنان در احساء و بحرين حكومتى تشكيل داده بودند ، چنان كه دولت فاطمى در مغرب برپا شد و تلاش كرد تا حجاز را نيز تحت سيطرهء نفوذ خود درآورد و پس از تسلط بر مصر و شام در نيمه دوم قرن چهارم هجرى / دهم ميلادى ، به ميدان منازعه و رقابت با دولت عباسى گام نهاد .
اين وضعيت تا نيمه قرن پنجم / يازدهم ادامه يافت . از آن پس ، عباسيان ، اميران حج را از خاندان علوى معين كردند « 1 » تا به خاطر ارتباط و خويشاوندى با اشراف حجاز ، ذكر نام عباسيان در خطبه حرمين را تضمين كنند . در ابتداى نيمه دوم قرن پنجم هجرى / يازده ميلادى ، همچنان عباسيان و سلجوقيان به سياست فرستادن علويان براى امارت حج ادامه دادند كه آخرين آنان امير نورالهدى ابوالغنائم حسن بن محمد بن على بن حسن زينبى بود و امارت حج را درسالهاى 457 - 467 / 1067 - 1075 بر عهده داشت ، « 2 » چنان كه گفتيم وى توانست شريف مكه را قانع كند تا نام خليفهء فاطمى را از خطبه حذف كند و به اسم قائم عباسى و سلطان وقت سلجوقى ، آلب ارسلان و سپس ملكشاه ، خطبه بخواند . پس از آن ، دورانى آغاز شد كه خلافت عباسى با كمك سلجوقيان ابهتى به دست آورده و قدرتمند مىنمود ، و توانست تجاوز قبايل عربى را كه در مسير
هامش
( 1 ) . ابن جوزى ، منتظم ، ج 7 ، ص 52 ، 53 ، 57 ، 247 ، 276 ؛ فاسى ، شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 360 - 349 ؛ ابن فهد ، اتحاف ، ج 2 ، ص 470 - 399
( 2 ) . ابن جوزى ، منتظم ، ج 8 ، ص 236 ؛ ابن كثير ، البدايه ، ج 12 ، ص 91 ، 112 ؛ فاسى ، شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 236 ؛ ابن فهد ، اتحاف ، ج 2 ، ص 476 - 470