اين كار ، گرچه واجب نيست ، اما مستحب شرعى و از كارهاى نيك حجاج است ، با استناد به اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود : « من زار قبرى وجبت له شفاعتى » . « 1 »
عادت بر اين بوده است كه امير الحاج ، خطابههاى چندى در ميان جمع حجاج در مكه و در اوقات مختلف داشته است . « 2 » به رغم آن كه اين خطبهها ، غالبا رنگ دينى و آموزشى در جهت تشريح حج و فضليت آن و آموختن احكام و مناسك به مردم بوده ، اما اغلب رنگ بوى سياسى و تبليغاتى داشته و در آن از حاكمى كه حج زير نظر او انجام مىگرفته ، ياد مى شده است . اين امر به خصوص در خطبههاى روز عرفه و عيد جريان داشته و سلجوقيان و عباسيان از يك سو و فاطميان از سوى ديگر ، به دنبال آن بودهاند كه در خلال اين خطبهها چه در منابر مكه يا مدينه ، سيادت خود را بر حجاز نشان دهند . كه در اين باره ، پيش از اين سخن گفتيم .
اما در بارهء تعيين امير الحاج بايد گفت كه ، عباسيان در ابتداى كار ، بر آن بودند تا اين منصب را به كسى بسپارند كه از خاندان عباسى يا موالى آنان باشد . اين كار ، حجاز را به آسانى تحت حاكميت آنان نگاه مىداشت . وضعيت تا نيمههاى قرن چهارم هجرى / دهم ميلادى چنين بود . « 3 » تا اين كه آل بويه بر خلافت عباسى در بغداد سيطره يافتند ( 334 - 447 / 945 - 1055 ) و خطر قبايل عرب - كه بر راه حج عراقى مسلط
هامش
( 1 ) . ماوردى ، الاحكام السلطانيه ، ص 139 ؛ ابن الفراء ، الاحكام السلطانيه ، ص 111
( 2 ) . بنگريد : ماوردى ، همان ، ص 143 - 140 ؛ ابن الفراء ، همان ، ص 114 - 112
( 3 ) . بنگريد : فاسى ، شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 349 - 341 ؛ ابن فهد ، اتحاف ، ج 2 ، ص 389 - 166