پس از سال 489 / 1096 قاسم شريف مكه ارتباط خود را با سلجوقيان و عباسيان استمرار بخشيد و خطبه خواندن به نام آنان را در حرمين ادامه داد ، به طورى كه در سال 497 / 1104 در مكه و مدينه ، خطبه به نام سلطان بركيارق خوانده شده است . « 1 » در مقابل ، هدايا و اموال و خلعتها هم به همراه امير الحاج عراقى به مكه مىرسيد . « 2 » به رغم اين وضعيت ، شريف مكه در سال 510 / 1116 خطبه را به نام فاطميان خواند . در همين سال بود كه مستظهر عباسى ، امير يمن بن عبداللَّه مستظهرى را به امير الحاجى با يك نيروى نظامى به مكه فرستاد و اين سپاه همراه با پرچم عباسى و با طبل و ساز و شمشير و در حالى كه خود فرمانده نيز شمشيرش را از غلاف بركشيده بود ، وارد مدينه شدند . هدف آنان ، خوار شمردن امير مكه و سودانىهاى فاطمى مذهب و ايجاد دلهره و ترس در دل آنها بود . برخى از علماى مسلمين زبان به نكوهش اين سپاه گشودند و آنان را به خاطر شكستن حرمت اماكن مقدسه ، ملامت مىكردند . « 3 » مؤيد ديدگاه ما مبنى بر خروج امير مكه از اطاعت عباسيان و سلجوقيان ، مطلبى است كه سبط بن جوزى در توجيه ورود امير عباسى با ساز و برگ نظامى به مكه نقل كرده و مىنويسد : « دليلى براى اعتراض ابن عقيل وجود ندارد ، زيرا نهى از دخول به مكه به صورت جنگى براى شكستن حرمت بيت اللَّه الحرام
هامش
( 1 ) . ابن جوزى ، منتظم ، ج 9 ، ص 138 ؛ ابن اثير ، كامل ، ج 10 ، ص 370 ؛ سبط بن جوزى ، مرآة الزمان ، ج 8 ، ق 1 ، ص 1 ، 8 ؛ ذهبى ، العبر ، ص 372
( 2 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 ، ص 104 ؛ سرور ، سياسة الفاطميين الخارجيه ، ص 31
( 3 ) . ابن جوزى ، منتظم ، ج 9 ، ص 185 - 184 ؛ سبط بن جوزى ، مرآة الزمان ، ج 8 ، ق 1 ، ص 64 - 63 ؛ ابن تغرى بردى ، النجوم ، ج 5 ، ص 211