باقى مانده به مكه برگشته ، پس از ساماندهى نيروهاى خود ، بار ديگر به شتران حجاج يورش برده و هزار شتر را ربودند . اين اقدام به آغاز نبردى ميان امير الحاج و سپاهش از يك سو و بردگان مكه از سوى ديگر منجر شد . امير نتوانست وارد مكه شود ، زيرا بر جان و مال حجاج هراسان بود به همين دليل به عرفه رفته ، مناسك را انجام داد و يك روز در زاهر ماند . در اين وقت خادم كه پرده كعبه همراهش بود ، وارد مكه شد و زمانى كه كار نصب پرده به پايان رسيد ، امير مكه كه از عاقبت كار هراسان شده بود ، به دنبال امير الحاج فرستاد و از او دلجويى كرد تا برگردند و حج را تمام كنند ، اما در اين كار تعلّل كرد ، چندان كه اهالى مكه از عاقبت كار بيمناك شدند و از امير الحاج اطاعت كردند . آنان در اين باره عذرخواهى كرده و طبلها را به صدا در آورند كه به معناى آن بود كه از امير الحاج اطاعت مىكنند « 1 » و واقعيت را پذيرا گشتهاند .
با وجود همهء مشكلاتى كه براى امراى حج عباسى پيش مىآمد ، خطبه خواندن به نام عباسيان و سلجوقيان در حجاز ادامه داشت ، هرچند در مورادى هم شرفاى مكه براى ايجاد اشكال و فاصله تلاش مىكردند . در واقع ، تعيين امراى ترك را بايد مصداقى از رقابت ميان عباسيان و فاطميان دانست ، به طورى كه هدف عباسيان ، ترساندن اشراف حجاز و تثبيت سيادت خود بر حجاز بود . اين نكته را هم بايد يادآور شد كه اميران تركتبار كه به منصب اميرالحاجى مىرسيدند ، امارت كوفه را نيز به عنوان
هامش
( 1 ) . ابن جوزى ، منتظم ، ج 10 ، ص 202 ، 205 ؛ ابن اثير ، كامل ، ج 11 ، ص 288 - 287 ؛ يافعى ، مرآة ، ج 3 ، ص 312 ؛ فاسى ، العقد الثمين ، ج 6 ، ص 469 - 468 ؛ ابن فهد ، اتحاف ، ج 2 ، ص 525 ؛ جزيرى ، الدرر ، ج 1 ، ص 565