تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
كنند . پس آن فريشته روى سوى آسمان كرد و گفت كه بار خداوندا تو خود داناترى كه اين كافر بدبخت ملعون چه مىگويد . پس حق تعالى بفرمود مر پشه را - كه هيچ سپاه حق تعالى عاجزتر و ضعيف‌تر از پشه نيست - پس اين سپاه پشه بيرون آمدند و در ميان آن سپاه كافران افتادند ، و بسر و روى ايشان درافتادند ، و آن سپاه و اسبان را جمله هلاك كردند . و چندان پشه بر آن سپاه گرد آمده بودند كه آن سپاه هيچ يك ديگر را نمىديدند از بسيارى پشه . و اسبان را چنان مىگزيدند كه از درد مرد را بر زمين مىزدند ، تا آن گاه كه جمله مرد و اسب هلاك شدند ، و آن بيچارهء ملعون از ميان سپاه بر جهانيد و به خانه باز رفت « 1 » . و چون به خانه باز آمد چنان دانست كه از دست ايشان جان برد . و يك پشه از ميان پشها بيامد كه از ايشان همه ، او ضعيف‌تر و عاجزتر بود ، بيك چشم كور ، بيك پاى لنگ . و بيامد و بر سر زانو آن ملعون نشست ، نمرود دست برو زد ، و خواست كه او را بكشد ، و از زانو برخاست و بر روى او نشست ، و خواست كه دستى برو زند ، و برخاست و در بينى او شد ، و در مزغ سر او شد ، و مزغ سرش مىخورد . و نمرود دست بر سر و روى خود مىزد و مىخروشيد و هر گه كه چيزى بر سر نمرود زدندى آن پشه از خوردن بيستادى و نمرود از آن درد لختى آسايش يافتى ، و اگر كسى نبودى كه چيزى بر سر نمرود زدى آن پشه بمزغ خوردن مشغول شدى ، و نمرود از درد آن بىقرار شدى . تا چنان شد كه پيوسته كسى بايستى كه چيزى بر سر نمرود مىزدى تا از آن بى آراميدى . پس بفرمود تا هر كى بر وى عزيزتر بودى بامداد چون بسلام و خدمت او آمدى آن سلاح و چماق « 2 » كه بر دست داشتى بر سر او زدى و او پاره‌اى آرام همى يافتى از درد ، و گفتى
هامش
( 1 ) و هلاك شدند نمرود تنها بهزيمت به خانه رفت . ( خ ) ( 2 ) تا آن پتك . ( ن ) - تا پتكى . ( خ )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 494 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى