* شرح
مراد از قدر و اوزان ( 1 ) رتبت است ، و درين مقام رتبت هر ( 2 ) موجود به حسب قلَّت و كثرت وسايط است . و ( 3 ) شك نيست كه معادن و جماد اقلّ وسايط است از نبات ، و نبات از حيوان ( 4 ) و انسان . پس ازين جهت اعلى باشد .
* متن
و ذو الحسّ بعد النّبت و الكلّ عارف
بخلَّاقه ( 5 ) كشفا و إيضاح برهان
و أمّا المسمّى آدما فمقيّد
بعقل و فكر أو قلادة ايمان .
* شرح
يعنى ما به حجّت و برهان بر آنيم كه هر يك از ايشان عارفاند به ربّ خود كه « سَبَّحَ لِلَّه ما في السَّماواتِ وَما في الأَرْضِ » . و تسبيح نتيجهء معرفت ( 6 ) است ، امّا ظهور معارف به حسب اعتدال بود ، چون غير انسان از اعتدال دورست ، لا جرم معرفت هيچ نوع به ظهور نيامد ، و در باطن بماند . و مقرر است كه هر چه حسّ وى كمتر ، فضول ( 7 ) حكم و هم در وى و ظلمت انائيّت كه سبب احتجابست ، كمتر .
و امّا مسمّاى ( 8 ) انسان بر سه قسمست ( 9 ) : بعضى ( 10 ) مقيّد عقول جزوى و محجوب به توهّمات افكار فاسده و بعضى در قيد ايمان تقليدى بازمانده و بعضى كمّلاند كه به قوّت رياضت خرق حجب كردهاند ، و در فناى ( 11 ) سرّ نفس تيغ ( 12 ) مجاهدت برداشته ، و از صفات و ذات خود برخاسته و در ميدان : « تخلَّقوا
هامش
( 1 ) د ، س : قدر و وزن .
( 2 ) د : هر دو به .
( 3 ) س : « و شك . . . وسايط است » ندارد . د : وسايطست .
( 4 ) د ، س : از حيوان و حيوان از انسان .
( 5 ) ع : بخلافه .
( 6 ) س : معرف .
( 7 ) س : حكم او هم در وى كمتر .
( 8 ) د ، س ، و : مسمّى .
( 9 ) د ، س : قسم است .
( 10 ) د : بعض .
( 11 ) د : در فنا .
( 12 ) د ، س : به تيغ .