حق التولية است . واين مستلزم دور است . وبر فرض اينكه اين را از ( دور حقيقي )
اخراج كنيم واز باب ( دور معي ) بگيريم ، مىگوئيم كه شبهه ( اى ) نيست كه ولى از
( بابت ) حق خدمت صغير وتصرف در رتق وفتق أمور أو زيادة از اجرت المثل
نمىتواند برداشت كرد . بلكه بعضي گفته اند مستحق قدر كفاف است . وبعضي
گفته اند أجرة المثل وبعضي گفته اند أقل الامرين . وبعضي از براي غنى منع
كرده اند مطلقا . واين چگونه اجرتى است كه در ازاى متوجه شدن همين
ملك خاص نه عشر ونيم منافع آن را بردارد . واين فرع زيادة بر أصل است . وبه
هر حال ناخوشى هاى اين سؤال بسيار است وتوجه به آنها تضييع أوقات است .
59 : سؤال : هر گاه املاكى چند ( را ) واقف به جهت أولاد خود ذكورا وإناثا ، نسلا
بعد نسل ، موافق وقفنامچه معتبره ، وقف نموده . وحال أولادي ذكور وإناث از واقف
باقي مانده . واملاك مزبوره به جهت نزاعي كه در ميان ورثه موقوف عليهم
مىباشد لم يزرع وخراب گرديده . وبعضي از ورثه موقوف عليهم اجحاف وزيادتى
به بعضي ديگر مىنمايند . ورسدى كه واقف به جهت هر يك مشخص نموده به
ايشان نمىرسانند . آيا ورثه موقوف عليهم مىتوانند املاك مذكور را در معرض
بيع ، يا اينكه مفروز نمايند كه هر يك از ورثه به حق خود رسيده باشند ؟ قربة إلى الله
صورت مسأله را بيان فرمايند .
جواب : اظهر واشهر جواز بيع است در صورت مزبوره . ولكن قسمت وقف جايز نيست .
60 : سؤال : كاروانسرائى هست خراب ومنهدم در بلوك جعفر آباد ، واز حيز
انتفاع افتاده كه به هيچ وجه من الوجوه صورت آبادي ندارد . وخاصيتى هم ندارد .
معلوم نيست كه آيا وقف بوده است يا طلق . وحال اراده هست كه هر گاه مىتواند
شد ، از آجر آن كارونسرا مسجدى يا حمامى بسازيم يا نه ؟ - ؟ .
جواب : ظاهر اين است كه در صورت مزبوره توان صرف مسجد كرد . ولكن چون
مجهول المالك است به بازديد امنا وأهل خبره قيمت آن را به فقرا بايد داد .
61 : سؤال : ملكي را شخصي بر بقعه امام زاده وقف نموده است . واز تصرف
واقف بيرون رفته شخصي متصرف شده است وادعاى ملكيت مىكند . واز جمله